تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٨ - تفسير ابيات
تفاوتى دارد ؟ كه او در ما فوق گذشته و آينده زندگى مى كند - زيرا مرد الهى تمام مشاعر خود را در حال لذت بخش عرفانى غوطه ور ساخته است .
اگر درست دقت كنيد خواهيد ديد كه واحدهايى را كه در داستان اعرابى آوردم همگى قابل انطباق به واحدهاى موجوديت ما مى باشد .
پس عرب و سبو و پادشاه همه اين مقوله ها در خود ما است .
اگر كسى نمى تواند هضم كند بگذار به سيه چال حيوانيت سقوط كند . داستان بطريق ذيل بر حال ما تطبيق مى شود :
عقل همان عرب است كه با زن خود به مجادله پرداخته بود ، نفس ما همان زن است كه خواسته هاى خود را بر مرد تحميل مى كرد . نفس و طمع و حرص امور ظلمانى هستند ، اما تنها اين عقل است كه نورانى است .
باز در اين مورد گروهى به مقام انكار بر آمده خواهند گفت : مگر عقل و نفس همه به عنوان اجزاء يك كل نيستند ؟ مگر همهء اين امور متضاد از يك واحد صادر نشدهاند ؟ پس اين اختلاف و تضاد چيست ؟ بايد بگويم كه : اين جزء و كل كه در اين مقام مطرح است مانند ساير اجزاء و كلها نيست - زيرا مقام شامخ الهى از تركيب مبرا است ، نسبت اين موجودات مختلف به خدا نسبت بوى گل به خود گل نيست ، بلكه مانند لطف و زيبايى سبزه است كه جزء لطف گل مى باشد و همچنين مانند ترانهء بلبل است كه جزء جنبهء خوانندگى بلبل است .
باز دو باره ممكن است در اين مورد اشكالات و پاسخهاى زيادى مطرح بوده باشد ، ولى مى گذارم و مى گذرم - زيرا تشنگانى در انتظار من ايستادهاند كه آبى از حقايق به آنها برسانم .
اگر تو مى بينى كه اين اشكالات درون تو را ناراحت كرده است ، كمى تحمل و شكيبايى داشته باش - زيرا « صبر كليد فرج و گشايش است » اما يك اصل به تو بگويم