تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - قياسات و كاوشهاى عقلانى با وجود مشاهدات عينى بىهوده و گمراه كننده است
((٣٤٠٥)) ليك با خورشيد و كعبه پيش رو اين قياس و اين تحرى را مجو
قياسات و كاوشهاى عقلانى با وجود مشاهدات عينى بىهوده و گمراه كننده است اگر اين مسئله براى فرزندان : آدم حل و فصل شود كه نهايت همهء شناسايىها و عالىترين آنها عبارت از ديدن و لمس كردن است ، دشوارترين مسئله كه دامن گير تواريخ بشرى گشته است از قاموس فلسفه ها رخت بر مى بندد . براى توضيح اين مسئله مى گوييم :
آن نزاع قديمى ميان فلاسفه و متفكرين در ارزيابى عقل و حس يك مشاجرهء كاملًا بىثمر است كه نمى تواند در قلمرو شناسايىها دردى را دوا كند .
ما بايستى اين حقيقت را بپذيريم كه احساس مستقيم اشياء است كه مى تواند حقيقت دانش را در ما ايجاد كند ، اگر به جهت بازيگرى حواس مجبوريم همواره از كلمهء نسبيت بهره بردارى كنيم ، » زيرا - شناسايى يك حقيقت به طور نسبى خيلى كاملتر و قاطعانه تر از شناسايى عقلانى تجريدى است كه در عين حال نمى تواند خود را از بازيگرى حواس نجات بدهد « انواعى از اختلاطها و اشتباهات را هم در درون پهناور و عميق انسان بر بازيگرى حواس اضافه مى كند . پس از روشن شدن اين اصل مى گوييم : تماس ما با اشياء به وسيلهء حواس نه از آن جهت شايسته تر و قاطعانه تر است كه ما مى توانيم به جهان هستى مشرف شده اطلاع كامل به دست بياوريم ، بلكه از اين جهت است كه ديدن يا لمس كردن يا چشيدن در حقيقت آن چه را كه در شرايط معين در اختيار ما قرار گرفته است به ما قابل درك مى سازد .
پس درك مستقيم حقايق طبيعىتر و اطمينان بخشتر از بازىگرىهاى عقل نظرى