تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٠٨ - اين منم كه مخاطب به دستور ١٧١ خود را به هلاكت نيندازيد ١٨٧ مى باشم
( اگر در اين باره « در بارهء حق زمامدارى » سخنى بگويم ، خواهند گفت : على عليه السلام به مقام رياست حريص است و اگر ساكت شوم و چيزى نگويم ، خواهند گفت : على عليه السلام از مرگ مى ترسد . چه شگفت آور است كار شما « آيا پس از اين همه پيكارها و جانبازىها كه من در راه دين اسلام انجام دادهام » از مرگ مى ترسم ؟ سوگند به خدا ، فرزند ابى طالب به مرگ مأنوستر است از كودك شير خوار به پستان مادر ) .
چون در بارهء مرگ و رحمت بودن آن جلال الدين در دفتر بعدى با بهترين وجه گفتگو خواهد كرد ، لذا ما توضيح بيشتر در بارهء مرگ را به آن دفتر موكول مى كنيم .
((٣٩٣١)) چون مرا سوى اجل عشق و هواست نهى لا تلقوا بايديكم مراست
اين منم كه مخاطب به دستور « خود را به هلاكت نيندازيد » مى باشم اين منم كه خداوند مى فرمايد : خود را در اين حيات دنيوى كه هلاكت است غوطه ور نسازيد ، زيرا كسى كه مرگ براى او تلخ و مورد كراهت است خود از