تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٤ - خواست عقل چيست ؟ و تمايل نفس به چيست ؟
قانون در درون انسان بروز نمايد ، مربوط به خود نفس نيست بلكه در همان موقع باز عقل است كه محاسبات و كليات را طرح ريزى مى كند ، كارى كه نفس مى كند اين است كه مى خواهد همهء آنها را در خواسته هاى خود پياده كند .
البته نفس انسانى در اين قيافه كه بحث مى كنيم به خودى خود شر و ناشايست نيست - زيرا قلمرو فعاليتش غير از تطبيق رويدادهاى جهان هستى با خواست « خود طبيعى » چيز ديگرى نيست . اين نفس هنگامى حالت ناشايست و مبارزه با عقل به خود مى گيرد كه آرمانهاى عقلانى را به كلى ناديده گرفته بخواهد عقل را هم تحت تأثير خويش قرار بدهد .
در اين موقع مبارزه ميان آن دو بخوبى آشكار مى شود . عقل مانند مرد است كه در فكر عاقبت جويى و محاسبات زندگى است . در صورتى كه نفس مانند زن به قول جلال الدين همواره در تهيهء آب و نان و خوان و جاه و مقام به سر مى برد .
ولى وجود هر دو پديدهء نفس و عقل در انسان ضرورت دارد - زيرا اين دو هستند كه انسان را به خير و شر و نيك و بد آشنا مى سازند و در طرفدارى هر يك از خواستهء خود ، انسان را وادار به تكاپو مى كنند . اين تكاپو آن موقع نتيجه بخش و مثبت خواهد بود كه عقل و نفس انسانى هماهنگ باشند .
خلاصه نفس حقيقتى است كه فلاسفه و روان شناسان گذشته و معاصر معانى گوناگونى در بارهء آن ابراز مى دارند و گاهى باعث گم گشتن يك معناى مشخص براى نفس مى شوند . ولى با اين كه گفته شد ما مى توانيم نفس را از اين اختلاف آراء نجات بدهيم ، و به عبارت روشنتر چنين است كه نفس عبارت است از همان خود طبيعى كه از همين مواد جهان طبيعت توليد مى شود . اين است جنبهء ماديت نفس انسانى .
اما انسان در همين نفس خود طبيعى منحصر نمى شود ، بلكه چنان كه مى بينيم تدريجاً قدرت تعقل پيدا كرده و كليات و روش منطقى در افكار خود را نيز به دست مى آورد .
اين فعاليت عقلانى كه در گذشته آن را به عنوان عقل نظرى معرفى كرديم باز با