تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٩ - آزادى بندگان معمولى به يك جملهء ١٧١ أنت حر لوجه الله ١٨٧ بستگى دارد اما آزادى ١٧١ خود انسانى ١٨٧ آن چنان دشوار است كه تا خود انسان اقدام نكند و نكوشد به دست نخواهد آمد
آيا جز اين است كه شما رشد يافتهايد و عوامل و انگيزه هاى قوىترى شما را بخود جلب كرده است ؟ آيا غير از اين است كه قلمرو زندگانى براى ديدگاه شما ميدانهاى وسيعترى را باز كرده است ؟ بدينسان بدانيد كه با رشد بيشتر و تكامل روحى عالىتر شما شهوت و غضب و بلكه ساير فعاليتهاى روانى خود را هم مى توانيد مالك شويد .
چنان كه همانها پديده هاى درونى كه ديروز مالك شما بودند ، امروز شما مالك آنها هستيد .
((٣٨١٧)) كاين به يك لفظى شود از خواجه حر و ان زيد شيرين و ميرد سخت مر
آزادى بندگان معمولى به يك جملهء » أنت حر لوجه الله « بستگى دارد اما آزادى « خود انسانى » آن چنان دشوار است كه تا خود انسان اقدام نكند و نكوشد به دست نخواهد آمد تعبير بسيار رسايى است كه جلال الدين در دو نوع بندگى بيان مى كند . حقيقتاً چنين است كه بردهء اجتماعى كه شكل حقوقى به خود گرفته است با كوچكترين انگيزهاى ممكن است از دام بردگى خلاصى پيدا كند ، در صورتى كه هنگامى انسان بندهء شهوات است و تمايلات خود مى باشد ، چون آن شهوات و تمايلات در « خود طبيعى » انسان تبلور مى يابد ، چگونه مى تواند خود را از « خود طبيعى » گرفته و آزاد بسازد ؟ غير از يك راه در اين مورد وجود ندارد و آن اين است كه با تزكيهء نفس و تادب به آداب خدايى تدريجا « خود » را تفسير نموده « خود انسانى » را از دست آن نجات بدهد .