تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١٠ - تفسير ابيات
جلال الدين استفاده كرده است معناى لطيفى است ، اما اعتراض فوق را هم بايد منظور كرد .
تفسير ابيات امير المؤمنين عليه السلام فرمود : شب و روز دشمن خونى خودم را مى بينم ولى باو هيچ گونه خشمى ندارم ، زيرا مرگى كه در انتظار من است مانند جان شيرين براى من خوشايند است ، زيرا ، من آيينهء ابديت خود را مى شناسم و مى دانم كه خداوند در رحمت خويش مستغرقم خواهد كرد ، لذا مرگ براى من آغاز بعث و نشور است كه من طالب آنم . براى من مرگى كه آغاز حيات ابدى است حلال بوده و عالىترين نعمت براى من دست برداشتن از آلودگىهاى مزاياى عالم مادى است .
آرى ، هنگامى كه براى يك فرد نعمت اعراض از مزاياى مادى نعمت عظما جلوه كرد ، او جان ابدى يافته و از مرگ نجات پيدا مى كند .
درست است كه بريده شدن نفس و پلك چشم روى هم گذاشتن مرگ ناميده مى شود ، ولى اين مرگ نيست ، بلكه حيات مرگ نما است ، در ظاهر گسيختن و بريدن از زندگانى است ولى عين پايندگى است كه شروع مى شود . چنان كه زاييده شدن كودك از رحم مادر انتقال او از حالى به حال ديگر است . مرگ غنچهء گل انسانى را كه جان او است مى شكافند . كسى كه مرگ براى او انداختن خويش در هلاكت است ، خطاب : * ( لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ » ٢ : ١٩٥ ( به دست خود خويشتن را به هلاكت مى فكنيد ) باو متوجه نيست ، زيرا مرگ كه براى او تلخ است نهى از مرگ براى او بىهوده خواهد بود ، چون همواره نهى از چيزى صحيح است كه خوشايند انسان بوده باشد . بنا بر اين نهى مزبور در آيه شريفه متوجه من على عليه السلام است « تقريباً مضمون اين ابيات چنين است كه خداوند مى فرمايد : يا على عليه السلام تو اين قدر شتاب به رسيدن مرگ مكن . هستهء مرگ كه ميوهء ابديت را در بر دارد براى تو شيرين است . » بلكه آيهء « بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » ٣ : ١٦٩ به سراغ من آمده است .
بنا بر اين هر كس كه قصد كشتن مرا كرده است پيش بيايد ، زيرا - در كشته شدن