تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٥ - تمايل خود را از ظواهر فريباى زندگانى ببريم آن گاه خواهيم ديد كه غير از حق تعالى هيچ چيز داراى موجوديت قابل تكيه نمى باشد
شمشير به عنوان يك وسيلهء جراحى در جوامع ضرورت دارد رنگ سرخ خون ، هدف انسانى شما را از شمشير باز نگيرد
هر دو حالت موجوديت و فنا را به او مربوط بسازيم
((٣٧٩٤)) خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا ؟
شمشير به عنوان يك وسيلهء جراحى در جوامع ضرورت دارد رنگ سرخ خون ، هدف انسانى شما را از شمشير باز نگيرد اى افراد انسانى كه اوراق تاريخ شما را رنگ خون و بوى خون از قابليت مطالعه بر كنار كرده است ، اى خون بازان خون آشام مى توانستيد لحظاتى به تأمل فرو رفته دريابيد كه شمشير وسيلهء جراحى عضو فاسد پيكر اجتماع است ؟ آيا مى توانستيد با كمى انديشه دريابيد كه دم بران شمشير آن گاه كه در دست خون بازان بحركت درمى آيد نشانهء آن است كه هر گونه انديشه و روش منطقى از عقل و وجدان آنان رخت بر بسته است .
بياييد علت منطقى شمشير را با قطرات رنگين خون نپوشانيم . آخر مگر مالك زندگى و مرگ ما هستيم ؟
((٣٧٩٨)) كوهم و هستى من بنياد اوست ور شوم چون كاه با دم باد اوست
هر دو حالت موجوديت و فنا را به او مربوط بسازيم ممكن است انسان تمام حالاتى را كه به او عارض مى شود از خود بداند و همهء حركات و سكناتش را به موجوديت خويش مستند نمايد ، يعنى « خود طبيعى » براى او آن چنان جلوه كند كه هر گونه حركات و سكنات را از خويشتن بداند . در اين گمان و توهم يك مطلب راست وجود دارد و يك مطلب دروغ ، مطلب راستش اين است كه او