تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٧ - آيه
((٣٢٩٣)) پردهاى ستار از ما وامگير باش اندر امتحان ما را مجير
((٣٢٩٤)) قلب پهلو مى زند با زر بشب انتظار روز مى دارد ذهب
((٣٢٩٥)) با زبان حال زر گويد كه باش اى مزور تا بر آيد روز فاش
((٣٢٩٦)) صد هزاران سال ابليس لعين بود ز ابدال و امير مؤمنين
((٣٢٩٧)) پنچه زد با آدم از نازى كه داشت گشت رسوا همچو سرگين وقت چاشت پنچه با مردان مزن اى بو الهوس برتر از سلطان چه مى رانى فرس
آيه « إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى اَلأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ . » ٣٦ : ٨ (١) ( ما زنجيرهايى كه در گردنهاى آنان تا چانه هايشان انداختيم ، آنان در حالى ايستادهاند كه سر به بالا و چشمهايشان بر هم گذاشته شده است ) .
« وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ . » ٣٦ : ٩ (٢) ( از پيش رو و پشت سر آنان سدى قرار داديم ، ديده گان آنان را پوشانيديم ، آنان نمى بينند ) .
« إِذا زُلْزِلَتِ اَلأَرْضُ زِلْزالَها وَأَخْرَجَتِ اَلأَرْضُ أَثْقالَها . » ٩٩ : ١ - ٢ (٣) ( هنگامى كه زمين لرزهء خود را كرد و بارهاى سنگين خود را بيرون انداخت ) .
« يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها . » ٩٩ : ٤ - ٥ (٤) ( زمين در چنين روزى سر گذشت خود را خبر مى دهد خداى تو باو الهام كرده است . )
(١) سوره يس ، آيهء ٩ . .
(٢) سوره يس ، آيهء ١٠ . .
(٣) سوره زلزله ، آيهء ١ و ٢ . .
(٤) سوره زلزله ، آيهء ٤ و ٥ . .