تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٢ - خورشيدى را كه در جان انسانى پرتو افكنى مى كند با آفتاب فضايى اشتباه نكنيد
نمى گويم : در ميدان تنازع در بقا مى تواند حاكميت پيدا كند ، ولى مى گويم كه اين شخص چنان اعتلاى روحى بخود مى گيرد كه مى تواند هر گونه پيروزى و شكست را با يك محاسبهء الهى پيروزى مطلق بداند .
اگر اين منطق صحيح نباشد ما نمى توانيم پيروزىهايى را كه خواه در مسائل اجتماعى و خواه در مسائل دينى نصيب راد مردان الهى تاريخ گشته است تفسير كنيم - زيرا اغلب تكاپوهاى اين افراد در ظاهر و با نظر به پيروزىها و شكستهاى طبيعى همواره با شكست روبه رو شدهاند ، چنان كه در داستان على عليه السلام با دشمنانش و در پيروزى شگفت انگيز حسين بن على عليه السلام در داستان خونين نينوا مشاهده مى كنيم . گلوله ى كوچكى مهاتما گاندى را از پاى در مى آورد ، اما مهاتما گاندى هند را بيدار كرده بود . او با يك بدن لاغر و نحيف با يك راس بزغاله بريش اقوياى همهء دول بزرگ مى خنديد .
ابو ذر غفارى با تمام ناتوانى از نظر طبيعى با امپراطور آن زمان ( عثمان ) گلاويز گشته و با اين كه در ربذه جان خود را از دست داد پيروزمندانه از اين پيكار بيرون آمد .
آفتاب روح نى آن فلك كه ز نورش زندهاند انس و ملك
((٢٩٦٤)) در بشر رو پوش گشتست آفتاب فهم كن و الله اعلم بالصواب
خورشيدى را كه در جان انسانى پرتو افكنى مى كند با آفتاب فضايى اشتباه نكنيد يك چراغ موشى در گوشهاى از زير زمين روشن است . يك چراغ معمولى هم به پيرامون خود روشنايى مى افكند . نور افكنهاى قوى پرتو زيادترى دارند .
آفتاب جهان افروز از همهء اين روشنايىهاى طبيعى روشنتر و داراى اثر بيشترى