تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨١ - آيه
((٣٦٣٧)) غايب از شه در كنار ثغرها همچو حاضر او نگه دارد وفا
((٣٦٣٨)) نزد شه بهتر بود از ديگران كه به خدمت حاضرند و جان فشان
((٣٦٣٩)) پس به غيب نيم ذره حفظ كار به كه اندر حاضرى ز ان صد هزار
((٣٦٤٠)) طاعت و ايمان كنون محمود شد بعد مرگ اندر عيان مردود شد
((٣٦٤١)) چون كه غيب و غايب و رو پوش به پس دهان بر بسته لب خاموش به
((٣٦٤٢)) اى برادر دست وادار از سخن خود خدا پيدا كند علم لدن
((٣٦٤٣)) پس بود خورشيد را رويش گواه اى شيئى اعظم الشاهد اله
((٣٦٤٤)) نى بگويم چون قرين شد بر بيان هم خدا و هم ملك هم عالمان
((٣٦٤٥)) يشهد الله و الملك و اهل العلوم انه لا رب الا من يدوم
((٣٦٤٦)) چون گواهى داد حق كه بود ملك ؟
تا شود اندر گواهى مشترك
((٣٦٤٧)) ز انكه شعشاع و حضور آفتاب بر نتابد چشم دلهاى خراب
((٣٦٤٨)) چون خفاشى كاو تف خورشيد را بر نتابد بگسلد اميد را
((٣٦٤٩)) پس ملايك را چو ماهان باز دان جلوه گر خورشيد را بر آسمان
((٣٦٥٠)) كاين ضيا ما ز آفتابى يافتيم چون خليفه بر ضعيفان تافتيم
((٣٦٥١)) چون مه نو يا سه روزه يا كه بدر مرتبه هر يك ملك در نور قدر
((٣٦٥٢)) ز اجنحهء نور ثلاث او رباع بر مراتب هر ملك را آن شعاع
((٣٦٥٣)) همچو پرهاى عقول انسيان كه بسى فرقستشان اندر ميان
((٣٦٥٤)) پس قرين هر بشر در نيك و بد آن ملك باشد كه مانندش بود
((٣٦٥٥)) چشم اعمش نور خور چون بر نتافت اختر او را شمع شد تا ره بيافت
آيه « اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ . » ٢ : ٣ (١) ( آنان كسانى هستند كه به غيب ايمان مى آورند ، نماز را اقامه مى كنند و از آن چه
(١) سوره البقرة ، آيهء ٣ . .