تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - نبايستى در راه تكامل خود ، راهنما را آخرين منزل ( مقصد نهايى ) منظور نمود
اينان در انسان چيزى را ايجاد نمى كنند و به قول سقراط حقيقت را در آنها به وجود نمى آورند ، بلكه آنان حقيقتى را كه خود انسانها دارند به فعليت مى رسانند .
متأسفانه در تمدن بىمحاسبهاى كه امروزه دامن گير بشرى شده است ، آنان كه داراى قدرت تربيت انسانى را دارند در گوشه ها پنهان گشته و گاهى در حالت ياس به سر مى برند و كسانى هم كه متصدى تربيت هستند ، اغلب انسان را نمى شناسند يا انسانى را مى خواهند بسازند كه اولين اصلش اين بوده باشد كه : « با هر گونه شرايط خود را وفق بدهد و در هيچ وضعى هم مقيد نشود » واضح است كه مراتب تربيت بسيار متفاوت است - تربيتى وجود دارد كه انسان در بارهء حيوانات انجام داده ، آنها را اهلى مى سازد و به قول برتراند راسل آن سگ خانگى كه گاهى هم پاى نامه رسان را گاز مى گيرد و تربيتى ديگر هم وجود دارد كه « خود طبيعى » فرد را تا « خود انسانى الهى » پيش مى برد .
((٢٥٠٠)) چه قلاووز و چه اشتربان ؟ بياب ديدهاى كآن ديده بيند آفتاب
نبايستى در راه تكامل خود ، راهنما را آخرين منزل ( مقصد نهايى ) منظور نمود دريغا گروهى از مربيان بشريت به جهت نقص شخصيتى كه دارند ، گمان مى كنند آخرين سر منزل خود آنان هستند . به همين جهت افراد انسانى را تا پيشگاه خود مى رسانند و نمى گذارند انسان از منزلگه موقت عبور كرده ، به سوى مقصد نهايى روانه شود .
اينان اگر چه خدمتى انجام مى دهند ، ولى خدمتشان را با اين كوته نظرى بىهوده و پوچ مى كنند .
از اينجا است كه بايد گفت : گروه زيادى از مربيان جهان بشريت نيم رخى