تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٥ - هر ديدهاى جهانهاى بىكران را نمى تواند ببيند
الدين مانند موارد ديگر تابلوى زيبايى از شخصيت على عليه السلام كشيده است كه واحدهاى آن به طور تحقيق در زندگانى امير المؤمنين عليه السلام تثبيت شده است . مثلًا اين كه ١ - على بن ابى طالب عليه السلام اعلم همهء امت بوده و از رسول الله كه منبع وحى است علم خود را دريافته است روايات فراوانى دارد .
٢ - على بن ابى طالب عليه السلام در بارهء خداوند متعال عالىترين دريافت را داشته است ، آگاهى و دريافت الهى او در نهج البلاغه و ساير گفتارهايش و همچنين در روش عملى او كاملًا آشكار است .
٣ - على بن ابى طالب تماس مستقيم با پشت پردهء طبيعت داشته است ، مطابق همان روايت معتبر كه خود جلال الدين و ابن سينا و عبد الرحمن جامى در ابياتش نقل كردهاند كه على عليه السلام مى گويد : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » .
٤ - حلم امير المؤمنين عليه السلام در نهايت اوج بوده است كه روات فراوانى نقل كردهاند كه ما نمونهاى از آن را در مبحث گذشته نقل كرديم .
٥ - اين كه على بن ابى طالب مخالف هوا و هوس حيوانى بوده مطلبى است كه كوچكترين منكر ندارد ، مگر على بن ابى طالب عليه السلام نبود كه در موقع پيش نهاد خلافت با شرط تبعيت از دو زمامدار قبل پاسخ منفى داده از آقايى دنيا گذشت ؟ تقوا و ورع بىنهايت على عليه السلام در حدى است كه براى كسى جاى كوچكترين ترديدى نمى ماند .
دشمنانش از عدالت او همان مقدار اطمينان داشتند كه دوستانش . همهء اين مطالب را كه جلال الدين در اين ابيات مى گويد : مى توان به عنوان واحدهايى تلقى كرد كه تاريخ براى شخصيت على عليه السلام اثبات كرده است » .
اى انسانها ، بياييد اخلاص در عمل را از على بياموزيم ، او شير حق و بيزار از دغل بازى است . در يكى از جنگها به يك پهلوان پيروز گشت ، شمشير كشيده خواست او را بكشد در همان هنگام آن پهلوان آب دهان به روى على عليه السلام انداخت .
آن رويى كه پهلوان آب دهان به آن انداخت كه بود ؟ او افتخار تمام انبياء و