تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٤ - هر ديدهاى جهانهاى بىكران را نمى تواند ببيند
ما كه نمى توانيم ببينيم ، اى على مرتضى كه پس از سوء القضاء حسن القضائى شمهاى براى ما تو باز گو كن
تفسير ابيات
((٣٧٥٧)) راز بگشا اى على مرتضى اى پس از سوء القضاء حسن القضاء
ما كه نمى توانيم ببينيم ، اى على مرتضى كه پس از سوء القضاء حسن القضائى شمهاى براى ما تو باز گو كن در تفسير اين بيت ميان آنان كه مطالعاتى در مثنوى دارند اختلاف نظر وجود دارد .
يعنى از اين كه جلال الدين مى گويد
« اى پس از سوء القضاء حسن القضاء »
مقصودش چيست ؟ دو نظريهء مهم در اين مورد وجود دارد :
نظريهء اول - مى گويد : مقصود نمودار شدن خلافت على عليه السلام است پس از غائله هاى دوران زمامدارى عثمان ، زيرا - آن غائله ها كه در دوران خلافت او بر پا شد به ضرر اسلام بود و مخصوصاً در اواخر عثمان اختيارات خود را از دست داده بود . گروهى از بنى اميه كه اطلاع و اشتياق واقعى در بارهء اسلام نداشتند ، بر مردم مسلط گشته بودند و تصفيهء آنان از اختيارات عثمان خارج شده بود .
در دوران خلافت على عليه السلام هر گروهى روش خود را گرفته و به طورى كارها روشن شد كه ديگر تاريكى در امور مسلمانان نبود ، هر كس مى فهميد كه اسلام چه مى گويد و وظايف او چيست ؟ نظريهء دوم - مى گويد : مقصود اين است كه آن پهلوان مى گويد : حكم قضاء اول اين بود كه تو مرا بكشى و اين بالنسبه به من سوء القضاء بود - آن گاه كه دست از كشتن من كشيدى ، كشف كرد كه حسن القضاء نمودار شده است تفسير ابيات اين داستان در مدارك معتبر اسلامى ديده نشده است و در اين مورد باز جلال