تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - آيا وسايل مصنوعى شناسايى مى تواند بازيگرى را منفى بسازد ؟
چگونه روح موجودىهاى خود را با اين كه مى داند جهان غير از موجودىهاى اوست عينك قرار مى دهد ؟ يكى از معماهاى روح است .
البته ناگفته نماند كه هر چه روح انسانى تكامل و قدرت بيشترى پيدا كند ، به همان اندازه هم مى تواند واحدهاى خود را از عينك بودن كنار نموده و تا حدودى واقعيتها را آن چنان كه هستند مورد نظاره قرار دهد .
از همين جا اين قضيهء كلى از اصل فوق تفكيك مى گردد - زيرا در اصل فوق براى انسان امكان كنار گذاشتن بازيگرى وجود ندارد ، يعنى انسان پنكه را در حال حركت مى بيند و آن را دايره مشاهده مى كند ، در صورتى كه دايرهاى در فضا وجود ندارد بلكه از آن جهت كه ذهن انسانى قدرت تفكيك نقاطى را كه جسم متحرك از آنها عبور مى كند ندارد لذا آن نقاط پيوسته جلوه نموده و به شكل دايره نمودار مى گردد .
اين بازيگرى دست از گريبان بشرى به هيچ وجه بر نمى دارد و موجودات در كيفيتهاى اوليهء خود آن چنان كه مى بينيم « نه آن چنان كه هستند » براى ما مطرح مى گردند . البته آزمايشات و تجربه هاى قبلى است كه مى تواند به ما بگويد : مثلًا پنكه داراى سه شاخه از فلز است .
خلاصه هر چه كه تجربيات ما بيشتر شود و در نتيجه معلومات افزايش پيدا كند ، مى توانيم بازيگرىهاى خود را تحت محاسبه در آورده و از تماشاگرى خويش بهره مند گرديم .
آيا وسايل مصنوعى شناسايى مى تواند بازيگرى را منفى بسازد ؟
گروهى گمان كردهاند كه وسايلى را كه انسانها انتخاب نمودهاند ، مى توانند بازيگرى ما را به حد صفر تقليل بدهند ، يعنى از آن جهت كه خود وسايل لا شعور بوده ، فعاليتهاى ديگرى در پشت پرده ندارند ، مى توانند واقعيات را آن چنان كه هستند به ما بنمايانند . مانند گرما سنج و ميكروسكوپ و تلسكوپ و . . . و غير ذلك ، ولى اين مطلب هم بدون دقت گفته شده است - زيرا اين وسايل مطابق مقتضيات طبيعى خود با