تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٤ - بدون ايده آل اعلى اتحادى ميان انسانها قابل تصور نيست
پاسخ اين دو سؤال آسان است ، آرى آن چنان آسان است كه حتى براى كودك هم مى توان قابل درك ساخت .
پاسخ سؤال اول اين است كه اينان خود را در هدف زندگى يكى نمى دانند . اينان هنوز خود را از پرتگاه تنازع در بقا و دستورات ماكياولى نتوانستهاند كنار بكشند . با اين دستورات كه تمام جوامع بشرى مانند يك رسالهء علميه در آغوش گرفتهاند و در اين پرتگاه كه نام آن را بهشت آرمانهاى تمدن نهادهاند با يكديگر گلاويز هستند ، متلاشى و گسيخته خواهند ماند .
پاسخ سؤال دوم نيز بسيار آسان است ، اين پاسخ مى گويد : مادامى كه بشر براى خود يك ايده آل به دست نياورده و همهء آنها همان ايده آل را براى خويش ايده آل نمى دانند اينان گسيخته و در حال تلاشى زندگى خواهند كرد .
داشتن يك ايده آل مشترك با پيوستگى و اتحاد چه ارتباطى دارد ؟ اين ارتباط بسيار روشن است - زيرا با نظر بوضع طبيعى و روانى افراد انسانى اختلاف به حدى است كه با هيچ وسيلهاى نمى توان آنها را يكى كرد ، مگر اين كه تمام افراد انسانى از بين بروند و يك انسان ديگر ساخته شود مى گويند : فردريك نيچه هم چنين مطلبى را در يك مقاله نوشته بود كه مورد باز خواست قضاوت قرار گرفت .
از طرف ديگر اگر عوامل اختلاف در وضع روانى و طبيعى انسانها منحصر بود ، باز با يك عده اصول مربوطه مى توانستند يكديگر را بشناسند ، ولى روشن است كه مسئله تنها در اين اختلاف نيست ، بلكه هزاران اختلافهاى ساختگى را در ميان بشر براى رسيدن به هوى و هوسهاى حيوانى رواج دادهاند ، بحدى كه به شكل قوانين و سنتهاى جاريه در آمدهاند .
براى چاره جويى جز تحقيق ايده آلهاى نسبى كه بيك ايده آل اعلى برسد و همهء انسانها در بارهء آن ايده آل شركت داشته باشند وجود ندارد . اين كه مى گوييم : وجود ندارد ، نمى خواهيم يك جملهء ادبى خوشايند بگوييم ، به طور قطع راه ديگرى پيش پاى بشر ديده نمى شود .