تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٢ - آيا خداوند از شدت عظمت مانند گنج نهانى بود كه لبريز گشته و موجودات را آفريده است ؟
((٢٨٦٣)) گنج مخفى بد ز پرى جوش كرد خاك را سلطان اطلس پوش كرد
آيا خداوند از شدت عظمت مانند گنج نهانى بود كه لبريز گشته و موجودات را آفريده است ؟
در اين مسئله كه بروز اين جهان هستى چگونه از خدا سر زده است ، مطالب زيادى گفته شده است . گروهى از عرفا مى گويند :
چون حق به تفاصيل و شئون گشت عيان مشهود شد اين عالم پر سود و زيان چون باز روند عالم و عالميان در رتبهء اجمال حق آيد به ميان آن شاهد غيبى ز نهان خانهء بود زد جلوه كنان خيمه به صحراى وجود از زلف تعينات بر عارض ذات هر حلقه كه بست دل ز صد حلقه ربود بحريست وجود جاودان موج زنان ز ان بحر نديده غير موج اهل جهان در ظاهر بحر و بحر در موج نهان سرّى است حقيقة الحقائق پنهان
گروهى ديگر مى گويند :
« عشق به ذات كه در خداوند موجود است ، او را به هيجان آورده از اين هيجان موجودات آفريده شدهاند » .
دستهء ديگرى مى گويند :
او كه فياض على الاطلاق است چگونه مى تواند در فيض بخشى خود بخل بورزد ؟ لذا براى ريزش فيض اين جهان هستى را آفريده است .
بعضى ديگر از رابطهء عليت استفاده كرده مى گويند : چون خداوند متعال علت تامه است و علت تامه نمى تواند از معلول خود جدا شود ، لذا جهان را كه معلولات او است