تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٠ - دانش منحصر به علوم اكتسابى نيست
اين مسئله يكى از با اهميتترين مسائل شئون انسانى است كه آيا دانش را بايستى اندوخت ، يا اين كه دانش بايستى در درون انسانها اشراق شود ؟ افراطگرى و تفريط جويى فوق العاده در اين مسئله صورت گرفته است ، به طورى كه مى توان گفت : دو نظريه در اين مسئله به دو مكتب مجزا از يكديگر تقسيم گشته و قيافهء مبارزه با خود گرفتهاند .
چه قدر خنده آور است كه مى گوييم چشم انسان با گوش به مبارزه برخيزد دستها مشت بر پا بكوبند كه تو نمى توانى لقمه را در دهان صاحب ما بگذارى معده به مغز و ساختمان شگفت انگيز آن ناسزا بگويد يك بال پرنده با بال ديگر به جنگ و ستيزه برخيزد چنان كه در منطق هم ما با همين كج فهمى روبه رو هستيم كه ساده لوحان براى ما پيش آوردهاند ، مى گويند : يا سيستم قياسى ، يا سيستم استقرايى و اين دو سيستم با يكديگر سازگار نيستند ما عقيده منديم كه چنان كه سيستم استقرايى و آزمايش عينى براى شناسايى اشياء و بهره بردارى از آنها ضرورت صد درصد دارد و انسان بدون استقراء و آزمايش حتى يك قدم هم نمى تواند در جهان شناسايى بر دارد ، در عين حال مى گوييم : از دو جهت سيستم قياسى هم براى ما ضرورت دارد :
جهت اول - تنظيم معلومات متفرقه و گسيخته و به صورت قانون در آوردن ، زيرا - مسلم است كه اگر روش قياسى را به كار نبريم ما نمى توانيم از معلومات گسيختهاى كه بدرون خود منتقل ساختهايم مفهوم كلى را مورد استفاده قرار بدهيم ، آن مفهوم كلى كه بدون آن علمى وجود ندارد .
جهت دوم - بهره بردارى از فعاليتهاى خود عقل ، يا به عبارت عمومى تر بهره بردارى از فعاليتهاى روانى است .
اگر ما همواره به مشاهدات خارجى قناعت مى كرديم از آن جهت كه موضوعات