تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٨ - اى على ، اى مرد الهى ، مقدارى از آن چه ديدهاى به ما هم بگو
رو داده بود . اين جمله را گروه زيادى از على عليه السلام نقل كردهاند ، ابن سينا در كتاب معراج نامه در آخر عباراتى كه در ترجيح معقول بر محسوس گفته است مى گويد :
« لاجرم چون با ديدهء بصيرت عقل مدرك اسرار گشت همهء حقايق را دريافت و ديدن حكم داد و براى اين بود كه گفت :
« لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » .
( اگر پرده برداشته شود به يقين من نيفزايد ) .
جلال الدين رومى همچنين جملهاى را در كتاب » فيه ما فيه « در عبارت ذيل چنين مى گويد :
« در دنيا هر كس به كارى مشغول است : يكى در محبت زن و يكى در مال ، يكى در كسب ، يكى در علم همه را اعتقاد آن است كه درمان من و ذوق من و خوشى من و راحت من در آن است و آن چه راحت او در آن است ، آن رحمت حق است چون در هر كارى مى رود مطلوب مى جويد نمى يابد ، باز مى گردد و چون ساعتى مكث مى كند مى گويد : آن ذوق و رحمت جستنى است ، مگر نيك بجستم و باز بجويم و چون باز مى جويد نمى يابد . همچنين تا گاهى كه رحمت حق روى نمايد بىحجاب ، بعد از آن داند كه راه آن نبود . اما حق تعالى بندگان دارد كه پيش از قيامت چنانند كه همه چيز را از اسرار غيب مى دانند در يك نسخه ديگر چنين است « مى بينند » على عليه السلام مى فرمايد :
« لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( يعنى چون حجاب قالب بر گيرند ، قيامت ظاهر شود ، يقين من زيادت نشود . ) [١] اين است علت آن كه جلال الدين مى گويد :
((٣٧٤٥)) اى على كه جمله عقل و ديده اى شمهاى واگو از آن چه ديده اى
[١] فيه ما فيه ، تقريرات جلال الدين محمد مولوى رومى ، ج ١ ص ٥٠ . .