تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - تفسير آيهء كريمهء * ( ( مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) ٥٥ ١٩ - ٢٠
روايت
نمودهاى انسانى و طبيعى مشابه ديده مى شوند ولى از نظر حقيقت ميان آنها فاصلهء زيادى است
روايت « نعم الادام الخل » [١] ( چه خورشت خوبى است سركه )
اهل نار و نور با هم در ميان در ميانشان بحر ژرفى بىكران
نمودهاى انسانى و طبيعى مشابه ديده مى شوند ولى از نظر حقيقت ميان آنها فاصلهء زيادى است هنگامى كه به موجودات انسانى مى نگريم ، مى بينيم همهء آنان در داشتن اعضاى برونى و قواى درونى با يكديگر متشابهاند و همچنين هنگامى كه به پديده هاى طبيعى مى نگريم ، مى بينيم ظواهر آنها كاملًا به يكديگر شبيه هستند .
اين تشابهات كه ميان اشياء ديده مى شود در جهالت و انحراف ما از حقيقت نقش بسيار بزرگى را در عهده دارند . ما دو انسان را مى بينيم كه از همه جهات با يكديگر مساوى هستند ، يعنى چشم دارند و گوش دارند و دست و پا و جهاز هاضمه و دل و كبد و ساير اجزاء را هر دو دارا مى باشند ، اما وقتى كه با نظر دقيقترى درون آنها را مورد مطالعه قرار مى دهيم ، بينيم فاصله ميان آن دو از بىنهايت تا بىنهايت كشيده شده است .
يكى وجدانى دارد كه گويى : جهانى در درون او است و تمام زندگانى انسانها جزء وجود او هستند و يا عقلى دارد كه اگر شرايط جمع شود و موانع برداشته شود ، مى تواند دستگاه هستى را تا حدود بسيار زيادى درك كند .
نيز فرد ديگرى را مى بينيم كه گويى : يك نيروى ضد وجدانى دارد اگر براى آن هم كميتى در نظر بگيريم بايستى بگوييم : اين نيروى ضد وجدانى
[١] سفينه ، ج ١ ، ص ٤٢٤ . .