تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٢ - تمايل خود را از ظواهر فريباى زندگانى ببريم آن گاه خواهيم ديد كه غير از حق تعالى هيچ چيز داراى موجوديت قابل تكيه نمى باشد
طبيعى يك قضيهء صحيح و واقعى است ولى در عين حال متوجه باشيم به يكى از دو حقيقت :
١ - اين قضيهء مفروضه درست است ولى با نظر به واقعيت جهان كه مستند به خداست قضيهء مفروضه از نظر مقدمه صحيح نيست ، يعنى در آن واقعيت گمان مبر كه همهء حقايق عبارت است = ٢ × ٢ تا نتيجه آن ٤ شود ، بلكه در آن واقعيت = ٢ × ٣ هم داريم كه نتيجهء آن ٦ خواهد بود .
٢ - بگوييم كه انتزاع عداد ٢ و علامت مربوط به اين زندگانى و خواص كمى آن است و اما با نظر به جهانى كه در آن جا كميت حكمفرما نيست اصلا عدد ٢ و بدين گونه كه در اينجا ديده مى شود در آن جا مطرح نيست .
نبايستى بپنداريم كه اين فرض كاملًا مخالف واقع است « زيرا - چگونه مى توان از اين قضيهء رياضى دست برداشت » ؟ اگر ما در اعماق روح انسانى غوطه ور شويم و به اصطلاح به جريانات و واحدهاى ناخود آگاه درست دقت كنيم خواهيم ديد ما در آن قلمرو همواره با يكى از اين دو طريق كه گفتيم روبه رو هستيم يا = ٢ × ٢ وجود ندارد و يا جريانات ناخود آگاه منحصر در = ٢ × ٢ نمى باشد .
براى توضيح اين مطلب عبارتى از مجلهء روان پزشكى كه بسيار محققانه و عالمانه نوشته شده است نقل مى كنيم :
« شايد بتوان گفت علت موفقيت چشم گير اين نوع شيوهء درمانى خاص ( شيوهء درمانى شعر ) اين است كه اين روش جديد تنها نوعى گروه درمانى مى باشد كه در آن نه تنها شركت كنندگان ( البته منظور بيماران نوروتيك است ) تمايلى بپوشيدن چهرهء واقعى خود ندارند و از نشان دادن دنياى ناخود آگاه خود نهراسيده و شرمگين نمى باشند ، بلكه به طور فعال با ماسك هنرمند زدن بر چهرهء خويش باز دارنده هاى درونى خود را ناديده گرفته و پلى به سوى آزادى و آرامش بيشتر مى آفرينند .
منطق حيات كه هميشه مى كوشد به انسان بقبولاند ٤ ٢ ٢ است نمى تواند با موفقيت در تمام ٢٤ ساعت شبانه روز به انسان تحميل گردد . دنياى تخيل بىشك مى تواند در هر قرن و در هر قارهاى پناهگاهى براى انسان باشد . خوشبينى