تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٨ - نسبيت دلايل با در نظر گرفتن اختلاف نفوس از لطف خدايى است
حواس درونى منظور نكردهاند ، در صورتى كه دريافت وجدانى از نظر اهميت اگر از تعقل عالىتر نباشد حد اقل مساوى است . ( ما در بارهء وجدان و فعاليتهاى گوناگون آن كتابى به نام « وجدان » نوشته و منتشر كردهايم ، مطالعه كنندگان محترم مى توانند به آن كتاب مراجعه كنند ) .
جاى شگفت است كه همين وجدان كه غالباً با يك اسم مطرح مى شود ، ده ها قيافهء متضاد دارد .
از قبيل قيافهء دادستانى و اجرايى و محكوميت و راز و نياز با خويش و . . . غير ذلك .
دوم - از جهت انواع خود اقسام حواس درونى . اين انواع به اندازهاى زياد است كه حقيقتاً نمى توان آنها را در حدود معمولى مشخص ساخت ، به همين جهت است كه جلال الدين تعقل را از يك پديدهء معين كنار نموده ، براى عقل حسهاى متعدد و موج در موج اثبات مى كند ، زيرا - چنان كه از ظاهر مصرع اول بيت فوق بر مى آيد معلوم مى شود كه به اعتقاد جلال الدين عقل درونى انسان حواس مختلف و متعددى دارد نه اين كه عقل داراى يك حس بوده و جريانات متعدد داشته باشد .
ممكن است منظور جلال الدين از عقل كه داراى حواس متعدد مى باشد اين عقول جزييه كه جلال الدين بارها آن را محكوم كرده است نبوده ، بلكه مقصودش عقل كلى باشد كه همواره آن را حاكم ديده و خطا كار نمى داند .