تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٦ - نسبيت دلايل با در نظر گرفتن اختلاف نفوس از لطف خدايى است
ولى طرق وصول به واقعيات به همين دلايل نوعى منحصر نمى باشد ، بلكه گروه زيادى از مسائل وجود دارد كه براى افراد در شرايط و با انگيزه هاى گوناگون مى تواند راهنماى خوبى براى واقعيات بوده باشد . هر كسى در عمر خود به طور فراوان شنيده است كه مثلًا يك خواب معمولى يك فرد را آن چنان بيدار مى كند كه دلايل نوعى نمى تواند به آن شكل انديشمندان را متوجه بسازد .
ولى اگر آن خواب را دقيقاً مورد تحليل و تفسير قرار بدهيم ، خواهيم ديد هيچ گونه دلالتى به آن مدعا كه بينندهء خواب منظور كرده است ندارد .
همچنين مرگ يك فرد . . . و امثال اين رويدادها كه از نظر علمى براى شخص متفكر مى تواند قابل مناقشه و خدشه بوده باشد . اين طرق شخصى نقش بسيار بزرگى را در زندگانى انسانها به عهده گرفته است و اگر توجه كنيم و اين اصل را منظور كنيم كه هيچ فردى نمى تواند زندگانى مادى و معنوى خود را به طور كلى با موازين عقل و منطق كاملًا تطبيق بدهد ، يقين پيدا مى كنيم كه دخالت طرق شخصى و نسبى در زندگانى بشر بيش از دلايل و طرق منطقى عمومى دخالت مى ورزد . شايد هم مقصود بعضى از متفكرين معاصر كه مى گويند : ما نمى توانيم در حوادث زندگانى آن اندازه بكوشيم كه يقين بصلاح آن پيدا كنيم ، بلكه بايستى با حدس و تخمين در رويدادها وارد عمل شويم ، به همين مناسبت است كه بيان كرديم ، يعنى او متوجه تاثير عميق و گستردهء طرق شخصى در زندگانى بشرى گشته و اهميت آن را گوشزد مى كند . خلاصه ، همان طور كه جلال الدين مى گويد : راهنمايى دلايل و راهنمايان كاملًا نسبى بوده و نمى تواند به طور مطلق براى انسانها عرضه شود .
آرى :
((٣٦٦١)) ظلمتى دارم به نسبت با شموس نور دارم بهر ظلمات نفوس