تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٧ - هر چيز عارضى بايستى به يك حقيقت ذاتى برسد
« وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ . » ٢٦ : ٣٣ [١] « اُسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ٢٨ : ٣٢ . . . » [٢] « إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ . فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . » ٥٤ : ٥٤ - ٥٥ [٣] ( پرهيزكاران در باغهاى بهشتى و چشمه سارها قرار مى گيرند ، جايگاه آنان نشيمنگاه صدق و صفا در نزد پادشاه » خداى « توانا است . )
((٣٤٧٧)) هر چه اندر ابر بينى ضوء و تاب آن ز اختر دان و ماه و آفتاب
هر چيز عارضى بايستى به يك حقيقت ذاتى برسد در فلسفه و علوم كلاسيك اين مسئله به عنوان يك اصل مسلم تلقى شده است كه :
هر چه عارض باشد آن را گوهرى بايد نخست عقل بر اين دعوى ما شاهد گوياستى
زيرا - اصل مزبور با نظر به مفهوم » اين از آن « با روشنايى تمام مى گويد : بايستى يك » آن « به طور استقلال وجود داشته باشد تا بتوانيم وجود پديدهء عارضى را » اين « تفسير كنيم .
براى اين كه در درك يك مفهوم عارضى ، نسبت و رابطهاى كه » بدون واقعيت دو شيء قابل تحقق نيست « وجود دارد .
چيزى كه با نظر به ذاتش سفيد نيست ، هنگامى كه ديديم رنگ سفيدى پيدا كرده است ، بايد بگوييم : اين سفيدى به مادهاى مستند است كه مى تواند در سطح اجسام
[١] سوره الشعرا ، آيهء ٣٣ . .
[٢] سوره القصص ، آيهء ٣٢ . .
[٣] سوره القمر ، آيهء ٥٤ و ٥٥ . .