تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨١ - اين است خليفة الله در روى زمين
اما اين يك معناى تقريباً معمولى است - زيرا همه مى دانيم همهء افراد انسانى نهالهاى يك باغ و تحت نظارت يك باغبان رشد و نمو پيدا مى كنند .
آن چه كه احساس مى شود اين است كه خداوند مى خواهد به ما تعليم بدهد كه در نزد من مسئلهء كميت و كيفيت و اكثريت و اقليت و بزرگ و كوچك از ديدگاه طبيعى ابدا مطرح نيست . اصلا در پيشگاه خداوندى عدد و شمارش مفهومى ندارد ، چنان كه كمى و زيادى و امتداد زمان و بعد مكانى مفهومى ندارد .
بنا بر اين خداوند مى خواهد در روى زمين خليفه الله مستقر بسازد . اين خليفه الله به يك نفر هم تطبيق مى شود به ميلياردها نفر هم قابل صدق مى باشد .
به همين جهت است كه در قرآن اكثريت را كه تابع هوى و هوس حيوانى هستند بدون اهميت معرفى كرده ، محكوم مى كند و مى گويد :
اكثر آنها تعقل نمى كنند .
اگر تو تابع اكثريت باشى تو را گمراه خواهند كرد .
مى بينيم هيچ گونه اهميتى يا تاسفى به اين كه اكثريت انسانها بىراهه مى روند اظهار نمى فرمايد - زيرا چنان كه گفتيم : مقصود او برقرار شدن خليفه الله در روى زمين مى باشد و با عدد انسانها كارى ندارد .
البته معلوم است كه در هر دورانى پيامبر يا وصى پيامبر يا يكى از اولياء الله حد اقل وجود داشته است كه هدف خداوندى را از آفرينش انسانها محقق بسازد . اين نكته هم ناگفته نماند كه تكامل و رشد شخصيت الهى همهء انسانها مورد خواست خداوند است ، ولى آن چه كه هدف او را از خلقت انسانها عملى مى سازد خليفه الله است كه به كميت مربوط نيست .