تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٩ - آن چه را كه روح مى تواند بچشد از نظر تنوع و شمارش با چشيدن ذائقهء طبيعى قابل مقايسه نيست
((٣٧٤٩)) صد هزاران مى چشاند روح را كه خبر نبود دهان را اى فتى
آن چه را كه روح مى تواند بچشد از نظر تنوع و شمارش با چشيدن ذائقهء طبيعى قابل مقايسه نيست ذائقهء طبيعى ما با خاصيت فيزيولوژى كه دارد انواع محدودى از چشيدنىها را مى چشد ، بعضى از آنها لذت بخش و بعض ديگر ناخوشايند مى باشد .
اما در روح انسانى نيروى ذائقه گسترش و عمق شگفت انگيزى پيدا مى كند در آن قلمرو شيرينى ، مفهومى غير از مفهوم شيرينى طبيعى دارد كه با ذائقهء طبيعى دريافت مى شود . همچنين تلخى كه در صحنهء روح چشيده مى شود غير از تلخى است كه به وسيلهء ذائقه درك مى شود .
اگر بخواهيم تفاوت ميان دو چشيدن را از لحاظ عمق و تأثير بفهميم بايستى به واقعياتى بنگريم كه به وسيلهء حواس ظاهرى يا به وسيلهء خود روح در حالات شهود كشف مى شود ، در اين مقايسه خواهيم فهميد كه اين دو وسيله چه اندازه با يكديگر متفاوت هستند ، زيرا - همه مى دانيم كه واقعيتى كه در عالم شهود براى ما قيافه نشان مى دهد ، خيلى عميقتر و آشكارتر است از نمودى كه به وسيلهء حواس و ذهن درك مى كنيم .
همه بنوبت خود گريه ها و خنده هاى عالم خواب را ديدهاند ، گاهى در عالم خواب خنده خيلى عميقتر احساس مى شود تا عالم بيدارى و همچنين گاهى انسان در عالم خواب گريه مى كند كه فوق العاده عميقتر و تلختر از حالت بيدارى است ، حتى در مسائل علمى هم اين تفاوت بسيار آشكار است ، مثلًا شما در بارهء حقيقت حيات مى توانيد در عالم بيدارى به انديشه بپردازيد و نتايجى را بگيريد و از آن انديشه ها مفهومى در بارهء حيات در ذهن شما تصوير شود ، ولى اگر بخواهيد حيات را در عالم شهود درك كنيد خواهيد ديد مانند اين است كه حيات را در مى يابيد .