تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - تفسير ابيات
مادى و معنوى ما است ، بلكه بدون اين عقل ما توانايى راه رفتن در زندگانى را نداريم اين عقل مى تواند در درون ما حقايقى را كه از راه حواس به ذهن ما منتقل گشته است كاملًا تنظيم نموده آنها را به صورت قواعد و اصول كلى در آورد و از اين راه در پيش برد معارف در بارهء انسان بزرگترين نقش را به عهده بگيرد . اما متأسفانه توقع بىجا از فعاليتهاى عقل نظرى و افراط در پرستش آن ، شر را نه تنها از بهره بردارى از اصول عاليهء جهانى محروم ساخته است ، بلكه خود عقل نظرى را هم از آن وظيفهء واقعى كه دارد بر كنار نموده است - زيرا وظيفهء عقل نظرى اين است كه به هر شكل است بايستى خود را با عقل عملى يا به اصطلاح عمومى تر « وجدان » هماهنگ نمايد . ولى عملا مى بينيم چنين نيست و بىخردان عقل نظرى را به مبارزه وجدان كشانيدهاند .
عقل نظرى بجهت سوء استفاده در تعريف و وظايف آن ، وسيلهاى براى انكار اصول عاليهء انسانى گشته است .
عصايى را كه آدم نابينا براى راه رفتن مى بايست در دست بگيرد ، آن را بكلهء خود فرود مى آورد .
آنان كه عقل نظرى را بطور مطلق براى دريافت حقايق مى پرستند ، نمى دانند كه اگر وجدان نتواند صحت روش عقل نظرى را تأييد كند ، به هيچ وجه نمى توان به ادعاى خود عقل نظرى گوش فرا داد .
زيرا اگر ما از عقل نظرى بپرسيم كه امضا كنندهء احكام تو چيست ؟ اگر بگويد : امضا كنندهء آن خود من هستم ، اين همان دور منطقى مصرح است كه تناقض روشنى را در بر دارد .
تفسير ابيات هنگامى كه براى پيغمبر منبرى ساختند كه در روى آن به تبليغ دستورات الهى بپردازد ، ستون مسجد كه قبلًا جايگاه نشيمن آن حضرت بود به ناله در آمد ، او آن چنان ناله مى كرد كه گويى خود صاحب عقل و شعور است . نالهء ستون آن چنان آشكار گشت كه پير و جوان آن را شنيدند .