تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٨ - داستان هاروت و ماروت
به كار ببريد نه براى ضرر رسانيدن به مردم « پس با به كار بردن سحر در آسيب رسانيدن به مردم كافر نشويد . آنان اطاعت نمى كردند ، بلكه آن چه را كه ميان مرد و همسرش جدايى مى انداخت ياد مى گرفتند ، آنان نمى توانستند به كسى آسيب برسانند مگر با اذن خداوندى ، آنان از سحر چيزهايى را ياد مى گرفتند كه براى آنها داراى ضرر بوده و سودى در بر نداشت . آنان خوب مى دانستند كه كسى كه آن سحرها را پذيرفته و به كار مى برد در سراى آخرت بهرهاى ندارد و آن چه را كه براى خود مى اندوختند ذخيرهء بسيار بدى بود اگر مى دانستند ) .
در بارهء تفسير اين آيه اختلافات زيادى بين مفسرين روى داده است .
داستان هاروت و ماروت گروهى از مفسرين هاروت و ماروت را جزء فرشتگان معرفى كرده ، مى گويند : اين دو فرشته كوچكترين مخالفت با دستور الهى نداشتهاند ، آنان سحر را ياد مى دادند نه براى اين كه مردم از سحر سوء استفاده كرده و به ضرر يكديگر قيام كنند ، بلكه در مقابل بر طرف كردن نتايج زيان بخش سحرهايى كه شياطين در دوران سليمان به ملت سليمان ياد داده بودند بر آيند . مردم تبه كار بودند كه از اين تعليمات سوء استفاده كرده و به ضرر يكديگر سحر را به كار مى بستند .
اين گروه از مفسرين با نظر به مجموع معلومات اسلامى در بارهء مقام بلند پيامبران و فرشتگان آيه را به بهترين وجه تفسير كردهاند و حاصل آن اين است كه : گروهى از يهود از آن چه كه شياطين به ملك سليمان مى خواندند پيروى كردند . شياطين در ملك سليمان يا با ملت سليمان سحرها مى خواندند و به مردم چنين تلقين مى كردند كه سليمان هم با اين سحرها توانسته است تمام دنيا را مسخر كند و يا مردم تبه كار خود چنين افترايى را به سليمان مى بستند .
خداوند مى فرمايد : اينان دروغ مى گويند ، رسيدن به مقام والاى سليمانى با سحر امكان پذير نبوده است ، زيرا - سليمان مقام پيامبرى دارد و نمى تواند از راه سحر كه كفر وزيدن است به مقام پيامبرى و عالىترين شكوه جهان دارى نائل آيد ، ولى