تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٣ - توهمات در حالى براى انسان حكمفرما است كه حقايق بر او پوشيده باشد
((٣٦٢٥)) وهم آن گاه است كو پوشيده است اين تحرى از پى ناديده است
توهمات در حالى براى انسان حكمفرما است كه حقايق بر او پوشيده باشد اين اصلى است كه جلال الدين بارها در بارهء آن با بيانات گوناگون صحبت كرده است و ما در موارد خود توضيحات مناسبى در اين باره دادهايم . نكتهاى كه در اين مورد متذكر مى شويم اين است كه يكى از مهمترين وسايل پيش رفت انسانها همين كوشش و تحرى و توهمات بوده است ، زيرا - چنان كه احتياج و ضرورت انسان را به تعقل و انديشه وادار مى كند ، نيز احتياج و ضرورتست كه انسانها را به توهم و تخيلات گوناگون وامى دارد و اين فعاليتهاى روانى در حدود طبيعى خود و آن اندازه كه در روش علمى و زندگى ما مأثرند از كارهاى بسيار لازم موجوديت ما هستند ، ولى آن چه كه مورد ملامت و توبيخ است افراط و تفريط در اين فعاليتها است .
مثلًا براى كسى كه امكان وصول به يقين وجود دارد ، ديگر نوبت به تخيل و توهم نمى رسد . براى كسى كه مى تواند از جاى خود برخيزد و آفتاب را ببيند نوبت بنشستن و تحرىهاى نابجا و توهمات بىپايه نمى رسد و اين كه برتراند راسل فرياد مى زند : ما مى توانيم همواره روش زندگانى خود را بر پايهء ظن و گمان بگذاريم ، ما آن را انكار نمى كنيم ولى مسئله اين است كه آيا با وجود كوشش و امكان رسيدن بمشاهدهء خود حقيقت باز ما به گمان و تحرىهاى تخمينى قناعت بورزيم ؟ براى آن قاضى كه مى تواند با كوشش لازم و كافى جرم را تشخيص داده و مثلًا قاتل عمدى را بشناسد ، آيا كافى است كه به چند رويداد جزيى قناعت ورزيده و مسئلهء به آن اهميت را با گمان و تخمين برگزار كند ؟ امروزه راه بهره بردارى از سلاحهاى خانمان سوز بشرى كه مى تواند ميليونها افراد بشرى را در چند لحظه با خاك يكسان كند ، آيا مى توان به متصديان و صاحبان