تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٨ - تصديق به يك حقيقت مستلزم ترتيب آثار آن حقيقت است
((٣١٧٧)) ور نهاى منكر چنين دست تهى بر در آن دوست پا چون مى نهى ؟
تصديق به يك حقيقت مستلزم ترتيب آثار آن حقيقت است مردم در بارهء روز رستاخيز كه بابديت پيوسته است ، دركهاى مختلفى دارند .
گروهى از مردم تنها با همان احساس درونى يا با وعدهء پيامبران يك ايمان رسمى « حرفهاى » آورده و شبحى از روز رستاخيز را در درون خود درك كردهاند .
اما اين روز رستاخيز چيست و در مقابل آن چه بايد كرد ؟ - كارى ندارند . گروه ديگرى بيش از يك تصديق رسمى گاه گاهى در انديشهء رستاخيز به طور جدى بفكر فرو مى روند .
برخى ديگر هستند كه واقعاً رستاخيز و روز ملاقات خداوندى را پذيرفتهاند و به قول امير المؤمنين عليه السلام كه در توصيف مردان با تقوى بيان مى كند :
« و هم و الجنة كمن قد رآها فهم فيها منعمون . و هم و النار كمن قد رآها و هم فيها معذبون » .
( آنان مانند اين است كه بهشت را ديده و در مقامات بهشتى از لذايذ آن برخوردارند . نيز مانند كسانى هستند كه خود دوزخ را ديده و عذاب آن را چشيدهاند ) .
آن دو گروه اول و دوم با مراتب گوناگون به استثناى لحظاتى كه حقيقتاً در بارهء قيامت انديشه مى كنند ، مانند منكرين رستاخيز مى باشند زيرا - كسى كه حقيقتاً بروز قيامت ايمان داشته باشد ، به طور جدى براى تأمين شخصيت خويش در چنان روز با عظمت عمل نيك مى كند و به انديشه و خيال تنها قناعت نمى ورزد .