تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - تفسير ابيات
بردارى از روزها و شبها براى او نصيب گشته است و انسانى كه به آشاميدن از اقيانوس زندگانى لياقت پيدا كرده است آن شخص براى پر كردن كاسهء خود از جويبار ناچيز تو نيز شايسته خواهد بود - زيرا كدامين بيابان بزرگتر از بيابانى است كه مانند انسان داراى جرات و جسارت بر قبول عطا دارد ؟ ( انسان صحراى بزرگى است و آبيارى او داراى اهميت زيادتر از ساير بيابانها است . ) به اضافهء اين كه در سيراب كردن انسان فضيلت و احسان هم وجود دارد .
تو تو كيستى كه بايستى انسانها سينه هاى خود را در مقابل تو بشكافند و پرده از روى حيا و آزرم و عزت نفس خويش كنار بزنند تا تو آنها را به عطاى خود سزاوار ببينى ؟ پس اولًا بنگر و ببين آيا تو لياقت عطا كردن را دارا مى باشى ؟ زيرا تنها حقيقت زندگى است كه مى تواند زندگى عطا كند و تو متكبر كه چيزى عطا كردهاى تنها گواه انتقال اين عطا از زندهاى به زندهء ديگر بودهاى .
اما شما اى كسانى كه عطا و بخشش را مى پذيريد ، شما جزئى از آن عطا كنندگان هستيد ، مبادا به سنگينى تكليف شناخت احسان تظاهر كنيد تا دوش خود و عطا كنندگان را با اين تظاهر سنگين نماييد ، بلكه بخششهاى عطا كنندگان بال و پرى باشد كه همهء شما با آن بال به پرواز در آييد .
زيرا شما اگر در باره خدمت و پذيرش دينى كه عطا كننده پرداخت مى كند احساسات زيادى ابراز كنيد در حقيقت در سخاى احسان كنندگان شك و ترديد ايجاد كردهايد . هيچ مى دانيد اين عطا كننده زاييدهء چيست ؟ مادر اين انسان عطا كننده اين زمين پهناور پر جود و بخشش و پدرش خداى كريم است . » [١] تفسير ابيات خداوند از مقام شامخ ربوبى دمبه دم و لحظه به لحظه جويندگان را به سوى خود
[١] النَّبىّ ، جبران خليل جبران ، عطا . .