تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٠ - آن چه را كه روح مى تواند بچشد از نظر تنوع و شمارش با چشيدن ذائقهء طبيعى قابل مقايسه نيست
گاهى شدت شهود به حدى است كه انسان حقيقت مورد شهود را با خود متحد مى بيند ، يعنى اگر منظرهاى را مورد شهود قرار داده ، مانند اين است كه همان منظره جزئى از روح او شده است .
نيز ممكن است شما در حال بيدارى در بارهء تعريف عدالت و خواص آن انديشه هاى منطقى داشته باشيد به طورى كه اين انديشه ها بواحدهاى بسيار مستند هم تكيه داشته باشند ، اما هنگامى كه در بارهء عدالت براى شما شهودى دست مى دهد ، مانند اين است كه روح شما عين عدالت شده است .
در نتيجه با اين اصل به طور قاطعانه روبه رو مى شويم كه دركهاى روحى غير از دريافتهاى طبيعى ظاهرى است كه با وسايل طبيعى معمولى انجام مى گيرد .
اما از نظر تنوع جاى ترديد نيست كه نيروهاى درونى ما انواع فراوانى از فعاليتها را انجام مى دهند ، مثلًا هنگامى كه در فعاليتهاى وجدانى دقت مى كنيم مى بينيم اين نيرو فعاليتهاى بسيار فراوانى دارد كه ما همهء آنها را با يك كلمه وجدان تعبير مى كنيم در صورتى كه چنان كه در مبحث پيش هم اشاره كرديم تا حدود ٦٠ قسم فعاليت در وجدان ديده مى شود كه همگى آنها را در درون خود مشاهده مى كنيم ، ولى به طور رسمى در معلومات اخلاقى و روانى و روان پزشكى و روان كاوى به عدهء كمى از آنها توجه مى كنيم .
همچنين نيروى عقلانى ما با يك كلمهء تعقل يا انديشه تعبير مى شود ، ولى ما نمى توانيم تمام آن انواع را كه در درون خود احساس مى كنيم حقيقتاً و از لحاظ معنى يكى بدانيم . اگر بخواهيم در بارهء انواع لذت مشاهدات درونى خود را بررسى كنيم ، شايد از صدها نوع تجاوز كند . و همچنين دردها و ناراحتىها . ما كه نمى خواهيم با الفاظ بازى كنيم و نمى خواهيم به جهت عشق بر فلاسفه و روان شناسان گذشته و بعضى از معاصرين سنگى جلوى پاى خود بيندازيم . مى توانيم صراحتا بگوييم كه لذت عاطفه فرزند غير از لذت عاطفه بر همسر مى باشد و اين دو عاطفه لذت بخش غير از عاطفهء بر پدر و مادر است ما در بارهء هر يك از اينها پديدهء مشخصى از لذت در درون خود احساس مى كنيم . بنا