تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٧ - هر ديدهاى جهانهاى بىكران را نمى تواند ببيند
كه داشتند من و سلوى از آنها بريده شد .
اما امت محمد صلى الله عليه و آله كه از نظر كرامت نفس و راد مردى ، طبيعت عالى دارند از طعام معنوى كه به آنها نازل شده است تا ابد بهره خواهند برد .
اگر توجه كنيد به كلام پيغمبر كه مى فرمايد : من در بارگاه خداوندى بيتوته ( شب به صبح آوردن ) مى كنم ، خدايم مرا طعام و آشاميدنى مى دهد و سيرم مى كند آن گاه احساس خواهيد كرد كه پيغمبر كه پدر ما امت اسلامى است همين غذا را در اشكال معنوى به ما عطا مى فرمايد .
شما هنگامى كه معانى حقيقى اين گونه روايات را نمى فهميد ، در تأويل آن شتاب نكنيد ، خودتان را تأويل كنيد نه اخبارى را كه مضامينى را در بر دارند كه مغز شما توانايى درك آنها را ندارد . خداوند با اين حقايق و پيامبر عزيز با اظهار آنها به شما عطاها مى فرمايند . شما آنها را رد نكنيد ، ناتوانى عقل شما را به خطا مى اندازد ، اين همان عقل جزئى است كه توانايى گذشتن از پوست و نفوذ به اعماق حقايق را ندارد ، بكوشيد شايد كه به عقل كل برسيد و از آن بهره مند شويد . عقل كل خود مغز حقايق است و شما را مى تواند به مغز حقايق برساند .
اگر ديديد كه نمى توانيد مضمون عالى اين گونه اخبار را درك كنيد زود به تأويل آنها نپردازيد ، بلكه به خود آئيد خواهيد ديد كه بايستى خودتان را تأويل كنيد و واحدهاى ذخيره شده از معلومات را كه به وسيلهء حواس محدود و عقل جزئى ناچيز در درون خود متراكم كردهايد از ورود به قلمرو معارف الهى بر كنار بسازيد .
اى على ، اى راد مرد الهى ، اين گونه حركات متناقض و غير قابل درك ، بدون مشاهدهء پشت پردهء جهان طبيعت امكان پذير نيست ، بيا ، در بارهء ما عنايت ديگرى نموده به ما هم مقدارى از آن چه را كه ديدهاى باز گو فرما . » اين بيت يكى از آن موارد است كه جلال الدين اوج روانى گرفته كاملًا درمى يابد كه ما وراى ادراكات منطقى و رشته هاى تفكر معمولى مشاهدات و كفشهايى وجود دارد كه بزرگ مرد الهى على بن ابى طالب عليه السلام به آن نائل شده است . در حقيقت با اين بيت كه مى گويد