تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٣ - تفسير ابيات
نشاندن پادشاه صوفيان عارف را پيش روى خود تا چشمشان روشن شود
زيبايان به ديدار زيبايى خود عشق مى ورزند
نشاندن پادشاه صوفيان عارف را پيش روى خود تا چشمشان روشن شود
((٣١٥٠)) پادشاهان را چنين عادت بود اين شنيده باشى ار يادت بود
((٣١٥١)) دست چپشان پهلوانان ايستند ز انكه دل پهلوى چپ باشد ببند
((٣١٥٢)) مشرف و اهل قلم بر دست راست ز انكه علم ثبت و خط آن دست راست
((٣١٥٣)) صوفيان را پيش رو موضع دهند كآينهء جانند وز آيينه به اند حاجبان اين صوفيانند اى پسر ساده و آزاده و افكنده سر
((٣١٥٤)) سينه ها صيقل زده از ذكر و فكر تا پذيرد آينهء دل نقش بكر
((٣١٥٥)) هر كه او از صلب فطرت خوب زاد آينه در پيش او بايد نهاد عاشق آينه باشد روى خوب آينه در پيش او بايد نهاد
((٣١٥٦)) عاشق آينه باشد روى خوب صيقل جان آمد از تقوى القلوب هر كه دارد روى خوب با نظام طالب آيينه باشد و السلام بشنو اكنون يك مثال معنوى تا تو ديگر قول صورت نشنوى
((٣١٥٦)) عاشق آيينه باشد روى خوب صيقل جان آمد از تقوى القلوب
زيبايان به ديدار زيبايى خود عشق مى ورزند مى توان گفت كه اين يك اصل روانى است كه آن فردى كه داراى مزيتى است ميل دارد انعكاس آن مزيت را در پديده هاى ديگر ببيند .
اين مزايا كه انسان مى خواهد انعكاس آنها را در غير خود ببيند بر دو قسم است :
١ - مزاياى اختيارى .
٢ - مزاياى غير اختيارى .