تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٩ - تفسير ابيات
به زندگانى مادى آنها صدمهاى وارد نشده است مؤمناند ، ولى هنگامى كه آسيبى بر آنها متوجه شد قدرت تحمل آن آسيب را نداشته پايهء ايمانشان رو به سستى مى گذارد و بعضى ديگر تا آن جا مى توانند ايمان خود را حفظ كنند كه به شخصيت شان صدمهاى وارد نشود و هنگامى كه مسئلهء شخصيت در كار آمد دست از همه چيز مى شويند و ايمان را هم كنار مى گذارند .
به همين جهت است كه حسين بن على عليه السلام فرمود :
« الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما دارت به معائشهم و إذا محصوا بالبلاء قل الديانون » .
( مردم بندگان دنيا هستند ، دين براى آنان چنان فرعى است كه تنها در زبانشان مى گردانند . تا آن جا كه معيشت مادى آنها اجازه مى دهد پيرامون دين مى گردند ، اما هنگامى كه مسئلهء آزمايش به ميان آمد آن گاه مى فهمند كه مردان ديندار حقيقتاً بسيار كماند . ) تفسير ابيات حضرت نوح عليه السلام به قوم خود مى گفت : بياييد اندرز مرا بشنويد ، در نتيجه عطاياى خداوندى را نصيب خود سازيد .
اين مطالب را كه به شما مى گويم از خودم نيست ، بلكه من در مقابل آن خداى بزرگ خودى ندارم تا از خود دم بزنم .
من جان خود را در راه خدا كنار گذاشته و مرگ را بر طرف ساختهام ، من در قلمرو ابديت زندگى كرده ، با شما سخن مى گويم .
من آن حواس معمولى بشرى را ارزيابى كرده آن را در اين حالت توحيد كنار گذاشتهام ، در نتيجه من گوش و چشم خدايى هستم .
بنا بر اين اين دمهايى را كه من در مى آورم در حقيقت از آن من نيستند ، بلكه اينها دمهاى الهى مى باشند . در مقابل اين دمها به پيكار بر نخيزيد - زيرا هر كس كه