تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٠ - تفسير ابيات
در اين ميدان به پيكار و جدال برخيزد نابود شدنى است .
شما مرا در صورت يك انسان معمولى مى بينيد ، ولى اين صورت انسانى من شما را نفريبد . بگذاريد از نقش و صورت و كمى در حقيقت فرو رويد .
اگر در دست نوح قدرت خدايى نبود ، چگونه توانست جهانى را با يك طوفان بهم زده تمام انسانها را به جز آن كسانى را كه خود انتخاب كرده بود غرق كند ؟ او به جهت تكامل روحى كه نصيبش شده بود ، چنان نيرومندى داشت و چنان بزرگ شده بود كه تمام دنيا را مانند يك دانهء ارزن ناچيز مى ديد .
چون نوح از تنگناى سيه چال « ما » و « منى » نجات پيدا كرده بود ، وجود او مانند آتش و تمام جهان در مقابل او يك خرمن بيش نبوده است . از آن جهت كه خرمن قوم او مقررى خود را نپرداخت . « اين مقررى عبارت بود از ستايش خداوند و دورى از بتها و كناره گرفتن از فسق و فجور » لذا نوح شعلهء سوزانى در خرمن زندگى آنها زد . مانند گرگ بىادب دهان طمع در مقابل شير نهانى مشيت خداوندى باز نكنيد كه دست انتقام از آستين خدايى به در مى آيد و موجوديت گرگ صفتان را نابود مى سازد .
آن حيوانى كه در مقابل شير ابراز دليرى كرد بدون ترديد زخم شير بر جان او فرود خواهد آمد .
اى كاش اين جراحتها كه در نتيجهء نادانى بر ما وارد مى شود ، بر كالبد جسمانى ما وارد مى شد ، نه بر روح ما و ايمان ما . در اين مورد مطلب به جايى رسيده است كه قدرت پيش رفت يا اظهار مسائل ديگر را ندارم .
در اينجا رازهاى نهانى وجود دارد كه نمى توانم آنها را آشكار بسازم . با اين حال مى توانم با شما با اشاره و رمز نكتهاى را باز گو كنم . كارى كه بايد كرد اين است كه در مقابل او مانند آن روباه به فكر شكم نباشيد ، حيله بازىها و روباه منشىها را در آن مقام