تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - اى انسان كه براى خود در پذيرش حكمت ، روح لقمانى دارى ، اسير لقمه مباش
چنان كه مى فرمايد : « اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » ٢٩ : ٦٩ ( آنان كه در راه ما مجاهدت مى كنند ما راههاى خود را به آنها نشان خواهيم داد ) .
اين نفحات ممكن است به صورت انقلابات روانى بوده باشد ، يعنى يك انقلاب روانى رخ مى دهد كه انسان به مجهولات يا به مشكلات پيروز مى گردد .
دوم اين كه ممكن است مقصود اين بوده باشد كه اگر چه خداوند اين نفحات را براى گروهى از اشخاص نصيب مى كند ، ولى چون آن اشخاص در ميان اجتماعات زندگى مى كنند و ديگران با آنها در حال ارتباطند ، لذا مانند اين است كه به همهء آنها نصيب مى شود ، چنان كه رسالت و نبوت به بعضى از اشخاص مى رسد ولى همهء مردم از آن استفاده مى نمايند .
سوم اين كه اين نفحات در حالات مخصوص براى همهء افراد مى رسد ، و لكن بعضى از آنها به جهت داشتن علم و معرفت و نفس تزكيه شده استفاده مى كنند ، بعضى ديگر نمى توانند .
((١٩٦٥)) جان لقمان كه گلستان خداست پاى جانش خستهء خارى چراست ؟
اى انسان كه براى خود در پذيرش حكمت ، روح لقمانى دارى ، اسير لقمه مباش به نظر مى رسد كه هيچ فردى از انسان وجود نداشته باشد كه اين نفحات روح پرور نصيب او نباشد . « ولى دريغا كه اكثر افراد بشرى خود را به يك مشت لقمه هاى پليد مى فروشند » اين حالت از فراز ربوبى به سراغ او مى آيد و او نيز به نوبت خود آن حالت الهى را درك مى كند ، ولى شيرينى لقمه هاى شهوتزا و تقويت كنندهء جنبهء حيوانى نمى گذارد عظمت آن دم الهى را دريابد . گاهى هم اتفاق مى افتد كه يك آگاهى الهى به انسان روى مى دهد و در بارهء آن چه كه از دست رفته است نادم مى گردد ، ولى كدامين