تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٣ - فعاليت خداوندى دائمى است
((٣٠٧١)) كل يوم هو فى شأن را بخوان مر و را بىكار و بىفعلى مدان
فعاليت خداوندى دائمى است گروهى از ارباب اديان و افرادى كه خدا شناس ولى به يك دينى عقيده مند نيستند ، چنين گمان كردهاند كه خداوند پس از آفرينش موجودات كارى ندارد « و مانند ساعت سازى كه ساعت را بسازد و كوك كند » موجودات هستى احتياجى به تصرف و نظارت ندارد .
او تنها ماده را به وجود آورده قوانين حاكم بر موجودات را تنظيم كرده و در آنها به جريان انداخته است .
اين مطلب از جهات زيادى قابل قبول نيست و ما بعضى از اين جهات را متذكر مى شويم :
١ - چنان كه در مسئلهء فوق اشاره كرديم خدا يك موجود محدودى نيست كه در يك نقطهاى از جهان هستى قرار گرفته و نتواند در آفريدگان خود تصرف كند . اگر فرض كنيم كه خداوند جهان هستى را آفريده دخالتى در شئون آن ندارد ، بايستى بپذيريم كه خدا مانند ساير سازندگان اشياء مى باشد و اين مطلب او را محدود خواهد كرد .
٢ - چنان كه موجودات براى به وجود آمدن احتياج به خالقى داشته است ، همچنين براى ادامهء وجود به خدا نيازمند است - زيرا به مجرد اين كه كاينات در صحنهء هستى نمودار گشتند ، آن احتياج به بىنيازى از بين نرفته است ، چون در موقع يك تحليل عميق در باره موجودات خواهيم ديد كه موجودات به يك واحد طبيعى مستقل كه از سركشىهاى تغيرات و كون و فساد بر كنار باشد ، مستند نيستند و نمى توان آنها را مانند يك ساعت كوك شده فرض كرد كه احتياجى به نظارت و تصرف دائمى ساعتساز ندارد - زيرا چنان كه