تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩١ - با رشد روحانى بلوغ واقعى انسان تحقق پيدا مى كند
است ، او از همين بارقهء خورشيدى نه تنها بهرهاى بر نخواهد داشت ، بلكه بسيار ناراحت گشته با تقلاى فراوان خواهد خواست كه از وضع موجود رهايى يابد و آن وضع موجود را از خود بر كنار نمايد .
در موقع بروز اين بارقه ها متوجه باشيم و به قول حكيم سنايى آن گاه كه بادهء خوشگوار ابديت با پاى خود به سراغ ما آمده است ، ما بايستى اين باده را نوشيده مطابق نتيجهء اين بادهء خوشگوار ، روح را براى حركت به نقاط بالاتر آماده بسازيم . اگر پس از نوشيدن چنين بادهء ابدى دو باره به همان حالت طبيعى اولى بر گرديم ، اين دفعه وسيلهء بازيچهء واحدهاى همان طبيعت كه از دست داده بوديم قرار خواهيم گرفت زيرا - چنان كه روشن است ما موقع درخشيدن بارقهء مفروض واحدهاى طبيعى را مختل ساخته و پشت سر گذاشتهايم ، دو باره و پس از عبور از آن نقطه با سير قهقرايى بر گشتن به همان نقطه ، هم « خود تكامل يافته » و هم واحدهاى نقطه طبيعى مفروض » مختل مى گردند .
اين سير روح است نه سير جسمانى كه انسان بتواند پس از آن كه جسمى را از جايى به جاى ديگر منتقل ساخت ، دو باره به همان نقطهء اولى بر گرداند .
زيرا - هنگامى كه روح انسانى نقطهاى را پشت سر گذاشت و حقيقت جهان را براى خود عوض كرد ، دو باره چگونه مى تواند جهان اولى را بر گرداند ؟
((٣٤٣٠)) خلق اطفالند جز مست خدا نيست بالغ جز رهيده از هوا
با رشد روحانى بلوغ واقعى انسان تحقق پيدا مى كند مقايسهء خردسالى و بزرگ سالى در ميان انسانهاى معمولى تنها از نظر زمان و كشش آن تشخيص داده مى شود ، يعنى اغلب با همان مقياسات كمى در بارهء كودكى