تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٠ - آيه
((٣٠٧٣)) لشكرى ز اصلاب سوى امّهات بهر آن تا در رحم رويد بنات
((٣٠٧٤)) لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان
((٣٠٧٥)) لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى حسن عمل باز بىشك بيش از آنها مى رسد و آن چه از دلها به گلها مى رسد اينت لشكرهاى حق بىحد و مرّ از پى اين گفت ذكرى للبشر
((٣٠٧٦)) اين سخن پايان ندارد هين بتاز سوى آن دو يار پاك پاكباز
آيه « . . . لا يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ اَلْجَمَلُ فِي سَمِّ اَلْخِياطِ ٧ : ٤٠ . . . » (١) ( آنان به بهشت داخل نخواهند شد مگر اين كه شتر در سوراخ نخ « سوراخ سوزن » داخل شود . ) (٢) اين جمله كنايه از امكان ناپذير بودن ورود آنان به بهشت است » .
« . . . كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ٥٥ : ٢٩ (٣) ( در هر روز او ( خدا ) در كارى است ) .
مقصود از « يوم » همان روز اصطلاحى نيست كه از طلوع آفتاب يا از طلوع فجر تا به غروب آفتاب گفته مى شود ، بلكه مقصود زمان است كه به كم و زياد اطلاق گردد .
« وَما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ . » ٧٤ : ٣١ (٤) ( لشكريان خداى ترا كسى جز او نمى دانند ، اينها تنها براى اين است كه بشر همواره به ياد او باشد . )
(١) سوره الاعراف ، آيهء ٣٩ . .
(٢) ابن عباس كلمهء جَمَل « شتر » را در آيهء بالا جُمَّل « طناب كشتى » قرائت كرده است كه بىمناسبت نمى نمايد . .
(٣) سوره الرحمن ، آيهء ٣٠ . .
(٤) سوره المدثر ، آيهء ٣٥ . .