تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٢ - مطلب دوم
بايد بگوييم اينان آن مرتبه از بهشت را مى خواهند كه پاسخ گوى اين خواسته ها بوده باشد .
در همين نشاهء زندگى دنيوى مى بينيم كه اشخاصى هستند كه شخصيت خويش را از لذايذ مادى متشكل مى كنند ، براى آنان ايده آلى غير از همان لذايذ مادى قابل تصور نيست ، لذا وجدان و تعقل آنان تنها در راه همين واحدهاى لذت بخش فعاليت كرده و به همين جهت شخصيت آنان از حدود مزبوره تجاوز نمى كند .
بنا بر اين اگر بهشت اين اشخاص تنها جايگاه بر آورده شدن همان احتياجات مادى باشد مخالف دادگرى خدايى نخواهد بود .
بلى مسئلهء ديگرى در اين جا مطرح است ، آن اين است كه هيچ دليل عقلى و نقلى وجود ندارد كه اثبات كند كه اين اشخاص به وسيلهء فضل الهى يا با شروع به فعاليتهاى اختيارى نمى توانند از آن محدودهء لذايذ مادى بالاتر رفته ، به مراتب عالىتر كه در ذيل بيان مى كنيم نائل شوند .
مطلب دوم - اگر نعمتهاى بهشتى كه سعادت نهايى ناميده شده است همان خوردنىها و آشاميدنىها و مسكنهاى زيبايى بود كه در اين جهان وجود دارد خداوند متعال آنها را در اين اندازه پست و ناچيز معرفى نمى كرد ، زيرا - هم آيات و هم روايات زندگانى حيوانى طبيعى را در اين دنيا كه با مزاياى معمولى خور و خواب و خشم و شهوت تحصيل مى شود محكوم نموده مى گويد :
« . . . وَمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ اَلْغُرُورِ . » ٣ : ١٨٥ [١] پس بدون ترديد اين نعمتها و خواستنىها نمى توانند غايت نهايى يك زندگانى هفتاد و هشتاد ساله در اين دنيا بوده باشند .
يعنى تمام فدا كارىها و جانبازىها در راه حق و پرستشهاى بىشائبه نمى توانند نتيجهاى از قبيل مزاياى مادى زود گذر كه تنها جنبهء حيوانى انسان را اشباع مى كنند داشته باشند :
[١] سوره الحديد ، آيهء ٢٠ . .