تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٣ - مطلب دوم
مطلب سوم
مطلب چهارم
مطلب سوم - كه تقريبا دامنهء مطلب دوم است ، اين است كه خداوند بزرگ اين دنيا را حيات ظاهرى و جهان ابديت را حيات واقعى معرفى نمى فرمود ، در صورتى كه مى فرمايد :
« وَما هذِه اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ اَلدَّارَ اَلآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . » ٢٩ : ٦٤ [١] ( اين زندگانى دنيا جز بازى و وسايل مشغوليت چيز ديگرى نيست و حيات حقيقى سراى ابديت است اگر بدانند ) .
پس ناچار آن حيات ابدى بايستى از اين فنا و محدوديت و آميخته شدن با ناملايمات كه پيرامون حيات فعلى ما را گرفته است بر كنار بوده باشد .
مطلب چهارم - مى توان بدو مطلب فوق از دو آيه در قرآن مجيد بهره بردارى كرد كه مى گويد :
١ - « مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ . فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ ٤٧ : ١٥ . . . » [٢] ( مثل بهشتى كه مردم با تقوا وعده داده شدهاند » جايگاه لذت بخشى است « كه در آن چشمه سارهايى است كه به جهت پايندگى تغيير پذير نيست ) .
٢ - « مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَظِلُّها تِلْكَ ، عُقْبَى اَلَّذِينَ اِتَّقَوْا وَعُقْبَى اَلْكافِرِينَ اَلنَّارُ . » ١٣ : ٣٥ [٣] ( مثل بهشتى كه مردم با تقوا وعده داده شدهاند » جايگاه لذت بخشى است « كه در زير آن چشمه سارها جارى است ، خوردن و سايهء لذت بخش آن دايمى است اين است عاقبت كار مردان با تقوا و پايان مردم كافر آتش است ) .
از اين دو آيه ظاهر مى شود كه بعضى از توصيفات فردوس اعلى براى تقريب بذهن مردم معمولى است كه گمان مى كنند در عرصهء هستى بالاتر از همين لذايذ مادى لذتى وجود ندارد .
[١] سوره العنكبوت ، آيهء ٦٤ . .
[٢] سوره محمد ، آيهء ١٥ و ١٦ . .
[٣] سوره الرعد ، آيهء ٣٥ . .