تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٢ - تفسير ابيات
نمى توانستند در راه پيش رفت قدم بردارند .
همچنين مسئلهء انعطاف اگر در افراد انسانى وجود نداشت ، مسئلهء تعليم و تربيت براى مبارزه با عوامل طبيعت و انسانى كه همواره خطرى در راه زندگانى است نامفهوم و پوچ مى گشت .
اما هنگامى كه مزيت طلبى به شكل پيروزى به ديگران و به دست آوردن وسيله براى تقويت « خود طبيعى » بوده باشد اگر چه جنبهء مثبت دارد ، ولى همين جنبهء مثبت را افعىهاى گزنده هم دارا مى باشند و هيچ منطقى نمى گويد : بگذاريد افعى كار مثبت خود را در جان شما انجام بدهد .
آن گاه كه اين مزيت طلبى جنبه انفعالى به خود مى گيرد در شكل تقليد مزاياى ديگران بروز مى كند .
اين تركيب » مزيت طلبى انفعالى « هم موجوديت خود انسان را به خطر مى اندازد » زيرا - حس ابتكار و استقلال روانى و شخصيت آن را از بين مى برد « و هم اجتماع را در بارهء آن شخص تا مدتى به اشتباه مى اندازد ، زيرا - تشخيص اصيل از تقليد به آن آسانى نيست كه تنها ديدن كافى باشد .
اين اصل با بيانات فوق در هر يك از جوامع هم جريان دارد ، بدين معنى كه بهترين جامعه آن است كه با هماهنگى نيروى پيش رفت و انعطاف بتواند در راه تكامل گام بر دارد و چنان كه » مزيت طلبى انفعالى « به حال فرد مضر است ، همچنين به حال جامعه نيز مضر مى باشد .
تفسير ابيات هنگامى كه گناهان و فسق و فجور مردم به هاروت و ماروت آشكار مى شد آنان به حالت كينه و خشم در آمده عيوب خويش را نمى ديدند .
يك مرد زشت صورت خود را در آيينه ديد در حالى كه خشم و غضب سرتاسر وجود او را گرفته بود آيينه را بر زمين زد ، او نمى دانست كه :
آينه گر عيب تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست