تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٧ - نسبيت دلايل با در نظر گرفتن اختلاف نفوس از لطف خدايى است
پس از پاك شدن دل از هوى و هوس جايگاه نور خداوندى خواهد بود
تعقل براى خود حسهاى مخصوصى دارد
((٣٦٦٥)) تخت دل معمور شد پاك از هوى بر وى الرحمن على العرش استوى
پس از پاك شدن دل از هوى و هوس جايگاه نور خداوندى خواهد بود اين مسئله را جلال الدين بارها در مثنوى متذكر شده است و شايد با اطمينان بتوان گفت كه راهى جز همين تزكيهء نفس براى تماس با نور خداوندى وجود ندارد . همان طور كه در ابيات پيشين گفته است پاك كردن دل از آلودگىها مانند پاك كردن جوى آبست كه استعداد جريان آب زلال حيات ابدى را دارا شود . جلال الدين در ديوان شمس تبريزى مى گويد :
پيرهن يوسف و بو مى رسد در پى اين هر دو خود او مى رسد آب حيات است وراى ضمير جوى بكن كه آب به جو مى رسد
حافظ مى گويد :
نظر پاك تواند رخ جانان ديدن كه در آيينه نظر جز به صفا نتوان كرد
((٣٦٧٢)) حسها و عقلهاشان در درون موج در موج لدينا محضرون
تعقل براى خود حسهاى مخصوصى دارد در مباحث گذشته ملاحظه كرديم كه فلاسفه ى گذشته حواس درونى را مانند حواس بيرونى به پنج حس تقسيم كرده بودند . مى توان گفت اين تقسيم از دو جهت ناقص است .
اول - از جهت شمارهء خود حواس ، زيرا - هيچ گونه دليلى بر انحصار حواس در امور مزبوره در دست نداريم ، مثلًا آنها دريافت وجدانى را جزء يكى از