تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - يك نظر اجمالى بموسيقى
نحن لنا العزى و لا عزى لكم .
ماييم كه عزى داريم و شما عزى نداريد .
سربازان مسلمانان در مقابل آنان مى گفتند :
الله مولانا و لا مولى لكم .
خداوند آقاى ماست و شما آقايى نداريد .
با اين كه كفار به هر گونه وسايل موسيقى آن زمان براى تحريك خلاصه خود متوسل مى گشتند ، مسلمانان كوچكترين اعتنايى مى كند ، سپس به مسئلهء موسيقى نداشتند [١] بايستى گفت : بشر از نظر كمبودى كه در معرفت توانايى در زندگان مواجهه با واقعيت دارد ، موسيقى را براى تسلى خود تاييد نام آن را ضرورت مى گذارد و به همين جهت است است ، كه اسلام به موسيقى روى خوشى نشان نمى دهد و مى خواهد انسانها روحى و طبيعى ، با خود واقعيات روبرو گردند .
در اين دنيا علتى كه براى ممنوعيت موسيقى در منابع اسلامى ذكر شده مسئلهء لهو و لعب است . با نظر به اين علت كاملًا روشن مى شود كه اسلام مى خواهد انسان خود را در مقابل هيجانات پا در هوا نبازد و آمادگى واقعى خود را از دست ندهد و تا بتواند اختيار خود را اختياراً سلب نكند ، اگر موسيقى آن چنان كه عاشقان دلباخته اش مى گويند ، حقيقتاً روح انسانى را تصفيه مى كند ، شيوع موسيقى در شرق و
[١] در يكى از جنگها هند زن ابو سفيان با زنهاى ديگر قريش موسيقى تحريك آميز و حماسى نواخته ، ابيات ذيل را مى خواندند : ويهاً بنى عبد الدار * ضرباً بكل تبار ان تقبلوا نعانق * ان تدبروا نفارق * فراق غير وامق * ( آگاه باشيد فرزندان عبد الدار با هر شمشير برنده بزنيد ، اگر با پيروزى بر گرديد با شما هم آغوش گشته ، فرشهاى گرانبها به شما مى گسترانيم و اگر از جنگ رو گردان شويد و با شكست روبه رو گرديد بدون علاقه به شما از شما جدا خواهيم گشت ) . .