شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٦٠ - مستجاب شدن دعاى پادشاه در خلاص پسرش از جادوى كابلى
بخشودن و كشتن مخير كردن.
مالك: فرشته اى كه موكل دوزخ است.
راه حسن زدن: مغلوب كردن.
فؤاد: دل.
ضَجيع: هم خوابه.
دَار السُّرور: كنايت از شادمانى و رستن از اندوه.
دار الغرور: وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ.\* (حديد، ٢٠) (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٠٨٢/ ٤) چنان كه مولانا در عنوان داستان اشارت فرمود و چنان كه در توضيح نوشته شد نيز مولانا خود بيان خواهد كرد، اين داستان رمز دنيا و نعمتهاى آن است كه دنيا پرستان را افسون مىكند، و ساحر راهنماى غيبى است كه افسون شده را از آن قيد مىرهاند.
داستانى است همانند آن چه در آغاز دفتر نخست آمد. چنان كه در آن داستان شاه با روى آوردن به خدا و زارى به درگاه او، مژده آمدن طبيب غيبى را بدو دادند. در اين داستان هم پدر شاه زاده سرانجام به درگاه خدا مىرود و از او يارى مىخواهد. همانند بودن دنيا به عجوزه در روايتهاى دو فرقه آمده است كه براى اختصار از آوردن آن صرف نظر شده است.