شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٤ - قول رسول صلى الله عليه و سلم إنى لأجد نفس الرحمن من قبل اليمن
وحى دل: آن چه به خاطر مىرسد. مقابل وحى حق كه به وسيله فرشتگان به پيمبران نازل مىشود. در احاديث مثنوى آن را مقتبس از حديث «لا يسعنى ارضى و لا سمائى» دانسته ولى چنان كه مىبينيم ارتباط چندانى ندارد. وحى بيشتر به معنى كلامِ الهى است كه بىواسطه فرشته يا به وسيله فرشته به پيمبران مىرسد. اما در قرآن كريم به معنى ديگر (به دل افكندن) و مانند آن هم بكار رفته است از جمله: وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً. (نحل، ٦٨) يا وحى كه به مادر موسى (ع) رسيد (قصص، ٧)، يا وحى به حواريون: وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي. (مائده، ١١١) آن چه عموم مردم يا بيشتر آنان بدان آشنايند وحى به معنى نخست است و چون عارفان از وحى سخن مىگفتند آنان بر ايشان اعتراض مىكردند كه وحى خاصّ پيمبران است.
بدين رو مولانا گويد: صوفيان براى مصون ماندن از خرده گيرى عامه وحى را وحى دل تفسير مىكنند. ولى در حقيقت آن چه آنان بدان مىبينند نور اللَّه است و در آن خطا رخ نمىدهد.
|
مؤمن ار يَنظُر بنورِ اللَّه نبود |
غيب مؤمن را برهنه چون نمود |
|
١٣٣١/ ١ از روايت منسوب به رسول ٦ در باره اويس چنين نتيجه مىگيرد كه اولياى حق چنان كه بر خاطر اشخاص اشراف دارند، توانند از آينده شان نيز خبر دهند.