شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٧ - حكايت آن مرد تشنه كه از سر جوز بن جوز مىريخت در جوى آب كه در گو بود و به آب نمىرسيد تا به افتادن جوز، بانگ آب بشنود و او را چو سماع خوش، بانگ آب اندر طرب مىآورد
گره گشادن: رفع مشكل كردن. (آغاز مثنوى به اشارت تو بوده است، همتى تا آن را به پايان رسانم و آن چه از معنىها مانده در آن بگنجانم.) تكيّف: چگونگى گرفتن. پروردگار را با بندگان بستگى است چنان كه خود فرمايد: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. (ق، ١٦) امّا نه بستگى كه بتوان چگونگى آن را گفت يا با چيزى قياسش كرد.
نسناس: در كتابهاى جانور شناسى قديم از آن توصيفها كردهاند كه بيشتر افسانه است.
نظامى عروضى در چهار مقاله «نسناس» را حد فاصل ميان جانور و انسان شناسانده است و نويسد: «پس بعد انسان از حيوان او شريف تر است.» (چهار مقاله، ص ١٤ به بعد) در باره «ناس» و «نسناس» روايتى از طريق ابو هريره از رسول ٦ آمده است كه:
«ذَهَبَ النَّاسُ وَ بَقِىَ النَّسناسُ.» (نهايه ابن اثير) و در حديثى از امام على بن الحسين (ع) است كه مردى نزد امير مؤمنان آمد و او را گفت: اگر عالمى، مرا از ناس و اشباه ناس و نسناس خبر ده. على (ع) پاسخ او را به حسين (ع) واگذارد و او گفت: ناس ماييم چرا كه خدا در قرآن فرمايد: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ. (بقره، ١٩٩) و رسول اللَّه با مردم كوچ كرد و اشباه ناس شيعيان ما و دوستان مايند و آنان از مايند چنان كه ابراهيم (ع) گفت: فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي. (ابراهيم، ٣٦) و امّا نسناس بيشتريناند كه: إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا. (فرقان، ٤٤) (روضه كافى، ص ٢٤٤- ٢٤٧، بحار الانوار، ج ٢٤، ص ٩٦) (چنان كه تشنه، جوز انداختن در آب و شنودن بانگ و ديدن حباب را بر روى آب وسيلت كرده بود من نيز سرودن اين بيتها را وسيلتى براى ياد تو كردهام.)
|
ناس مردم باشد و كو مردُمى |
تو سر مردم نديدستى دُمى |
|
|
مَا رَميتَ إِذ رَمَيتَ خوانده اى |
ليك جسمى در تجزّى مانده اى |
|
|
ملك جسمت را چو بلقيس اى غَبى |
ترك كن بهر سليمان نبى |
|
|
مىكنم لا حول نه از گفتِ خويش |
بلكه از وسواس آن انديشه كيش |
|
|
كو خيالى مىكند در گفت من |
در دل از وسواس و انكارات ظن |
|
|
مىكنم لا حول يعنى چاره نيست |
چون تو را در دل به ضدّم گفتنى است |
|
|
چون كه گفت من گرفتت در گُلُو |
من خمش كردم تو آن خود بگو |
|
ب ٧٦٧- ٧٦١