ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٧٠٥ - باب ٦٩ - معجزاتى كه از مزار آن حضرت ظاهر شده و استجابت دعا در آن بقعه
امير گفت: البتّه از او در گذشتم.
و اين حمويه پس از آن بزيارت حضرت ٧ ميرفت، و دختر خود را به زيد بن محمد بن زيد علوى داد پس از آنكه پدرش محمّد بن زيد- رضى اللَّه عنه- در گرگان بقتل رسيده بود، و او را بقصر خود انتقال داد، و آنچه انعام بايد به او دهد تسليم وى كرد، و تمامى اين امور بواسطه بركتى بود كه از مرقد مطهّر حضرت رضا ٧ ديده بود انجام شد.
و زمانى كه ابو الحسين محمّد بن احمد بن زياد علوىّ- رحمه اللَّه- خروج كرد و قريب بيست هزار تن از اهل نيشابور با او بيعت كرده بودند، خليفه او را در آنجا دستگير كرد و به بخارا فرستاد، و حمويه بر او وارد شد و غلّ و زنجير از گردنش باز كرد، و به امير خراسان گفت: اينان فرزندان پيغمبر ٦ ميباشند و گرسنگى ميكشند، بر تو واجب است كه از ايشان نگهدارى كنى و امورشان را كفايت نمائى تا به خروج براى طلب معاش ناچار نشوند، و براى محمد بن احمد علوىّ مقرّرى قرار داد كه هر ماه به او داده شود، و او را آزاد كرده به نيشابور بازگردانيد، و اين عمل سبب شد كه در بخارا سادات را وظيفه ميدادند، و اين از بركت اين مرقد شريف- كه بر ساكنش درود باد- شد.