ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٨٢ - باب ٤٦ آنچه از آن حضرت
كتاب، بديگران بياموزيد، و امر نمىكنند شما را كه فرشتگان و انبياء را پروردگار خود بدانيد، چگونه ممكن است آنان شما را بكفر بخوانند پس از آنكه بخداى يگانه ايمان آوردهايد- آل عمران: ٨٠، ٨١) و علىّ ٧ فرموده است: دو طائفه در باره من خود را هلاك كردهاند و مرا گناهى نيست؛ يكى دوست تجاوزگر و افراط كار كه رعايت حدود اشخاص را نمىكند، و ديگرى دشمنى كه از حدّ گذرانده دشمنى را، و ما بيزارى ميجوئيم و بخداوند تبارك و تعالى پناه ميبريم از كسى كه در باره ما غلوّ كند، و ما را از حدّ بندگى خدا بالاتر برد، همان طور كه عيسى بن مريم عليهما السّلام از نصارى بخداوند پناه برد، خداوند متعال ميفرمايد: وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ- إلى- وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (ياد آر آنكه خداوند بعيسى بن مريم گفت: آيا تو مردم را گفتى: من و مادرم را دو خداى ديگر غير از خداى عالم اختيار كنيد، عيسى گفت: خداوندا! تو از هر مثل و مانند و شريك منزّهى، هرگز مرا نشايد كه چنين سخن ناحقّى بگويم، اگر من چنين چيز گفته باشم تو بهتر مى دانى، آنچه من در قلب دارم ميدانى و من از آنچه تو دانى آگاهى ندارم، همانا توئى كه همه اسرار را ميدانى و كاملا آگاهى بر هر پنهانى، من چيزى جز آنچه تو مرا امر كردى بگو به آنان نگفتهام، فرمان دادى بگويم: تنها خدا را بپرستيد كه پروردگار من و شما است، و من خود گواه آنان