ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٨١ - از اخبار آن حضرت
از حضرت رضا ٧ از مجالس وجد و سرور و ساز و غنا سؤال كردم، فرمود: اهل حجاز (مراد فقها و محدثين و علماى آنجا است) جايز مىدانند، لكن در چهار چوب و رديف باطل و لهو است، آيا نشنيدى كه خداوند فرموده:
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً (چون از كنار لغو [چرند و باطل] گذر ميكنند بزرگوارى و حيثيّت خود را حفظ كرده اعتنا نمىكنند- فرقان: ٧٢).
٤- حسين بن احمد بيهقىّ بسند مذكور در متن از سهل بن قاسم روايت كرده كه حضرت رضا ٧ در خراسان بمن فرمود: ميان ما و شما يك خويشى وجود دارد، عرضكردم: آن كدام است اى سرور من؟ فرمود: هنگامى كه عبد اللَّه بن عامر بن كريز خراسان را فتح كرد، دو تن از دختران يزدگرد پادشاه سرزمين عجمها را اسير گرفت و بمدينه نزد عثمان بن عفّان فرستاد، و او يكى را به حسن بخشيده و ديگرى را به حسين، و هر دو اينان در حال نفاس از دنيا رفتند، و همسر حسين ٧ به علىّ بن الحسين عليهما السّلام حامله شده بود، و چون در حال زايمان و نفاس از دنيا رفته بود، يكى از كنيزان- كه امّ ولد يكى از فرزندان فرزند پدرش حسين بن علىّ عليهما السّلام بود- مادرى و للگى او را بعهده گرفت (و زنى ديگر هم او را شير ميداد) و حضرت بزرگ شد و مادرى جز آن امّ ولد براى